اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٤٢٢ - آموزه قرب و تعالى خداوند
كمالِ ممكنِ خويش در دو سوىِ علم و عمل. اين تعريف- چنان كه برخى از مآخذ نيز اشاره كردهاند- بيشتر ناظر به فايده و نتيجه حكمت است.[١] و امّا در قرآن كريم معانى كاربردى آن عبارت است از: ١- پند و اندرز (موعظه): وَمَا أَنْزَلَ عَلَيْكُم مِنَ الْكِتَابِ وَالْحِكْمَةِ يَعِظُكُم بِهِ.[٢] آن چه را از كتاب و حكمت برايتان فرستاده است، بدان اندرزتان مىدهد. ٢- فهم و علم: وَلَقَدْ آتَيْنَا لُقْمَانَ الْحِكْمَةَ.[٣] ٣- نبوّت: وَآتَاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ وَالْحِكْمَةَ.[٤] ٤- قرآن: ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ.[٥] برخى حكمترا به معناى «قرآن» و از باب عطف تفسيرى، وصفِ معنوى براى كتاب الهى دانستهاند، و مرحوم طبرسى از امام صادق (ع) روايت كرده است كه اين حكمت در آيه ٢٩٦ سوره بقره؛ يعنى قرآن و فقه.[٦] امّا وجه مشترك اين معانىِ يادشده، همان «درستى انديشه و گفتار و كردار» است.
حكمت، موهبت الهى است كه در زمينه قابليت و استعدادها فراهم شده است و جايگاهِ آن برتر از دانشهاى متعارف است. شناخت و بينش، مشهود ذهن است كه ريشه در عقل سالم و وجدان فطرى دارد. همان است كه خير را از شر، و حق را از باطل، و الهام را از وسوسه جدا مىسازد و هر پديده نفسانى را با مبادى و غايات و هدفهاى آن و رابطه و انعكاس آن در محيط نفسانى و رفتارها و محيط بيرونى، تشيخص مىدهد و منشأ آراء و عقايد و خوىها و ملكات نيكو مىگردد، كه حاكم بر انگيزهها و اراده آدمى و ترسيمكننده راه و روش زندگى است. و قواى فكرى و دريافتهاى اكتسابى و غزائز و حواس و رفتارها را هماهنگ مىسازد، و در مسير هدفهاى تعيين شده پيش مىبرد. و اين حكمت است كه شخصيت آدمى را يگانگى مىبخشد و سبب تراوش خير و بركت از نيروهاى درونى و بيرونى، معنوى و مادّى و استعدادهاى آدمى، مىشود. وَ مَنْ يُؤتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ اوتِىَ خَيْراً كَثيراً. بىترديد، فاقد حكمت، فاقد خير كثير است. و چه بسا منشأ و اساس
[١] - مقدمه اسفار، ج ١، ص ٢٤
[٢] - همان، آيه ٢٣١
[٣] - لقمان، آيه ١٢
[٤] - بقره، آيه ٢٥١
[٥] - نحل، آيه ١٢٥
[٦] - مجمعالبيان، ج ٢، ص ٣٨٢