اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٤١٥ - آموزه قرب و تعالى خداوند
كيفر آن را مىبيند»؛ يعنى هر كه را تو نگهدارِ آن باشى، از گزندِ نفس امّاره و آراءِ فاسد و نظريات تباهىآور و باورهاى باطل مانند: كفر، كبر، حسد و نفاق در دنيا و از كيفرها در آخرت سالم و در امان خواهد بود.
وَ مَنْ تَهْدِهِ يَعْلَمْ. هر كه را تو راه نمايى، دانا شود. هَدى هَدايَةً؛ راه نشان دادن، او را رهنمودن شدن. مرحوم سيد على خان گويد: هدايت، هرگونه راهنمايى به سوى مقصود است، همراه با لطف و مهر. خواه شخص هدايتشده به مقصد برسد يا نه و خواه مفعول دوّم، بىواسطه حرف باشد يا نه. و اين تفسير درست هدايت است.[١]
مراتب هدايت همگام با مراتب كمالِ هرگونهاى از موجودات، تكميل مىشود:
يك، هدايت طبيعى: اين گونه هدايت، اعضاء و اجزاء درونى و بيرونى پيكرِ گياه و حيوان را، فرا گرفته است. هستههاى منفرد و مجتمع حيات (سلولهاى تكى و گروهى) محكوم و مستغرق در اين هدايتاند، و هركدام با هدايت تقدير شده و ويژه، خود را در محيط مناسب و مساعد قرار مىدهند و تغذيه و توليد و دفاع، جذب و دفع دارند. بدن گياه و حيوان از ميليونها سلولهاى حياتى صورت يافته است، كه همه از يك مبدأ برآمده است. آن گاه بر حسب وظائف گوناگون كه دارند، گروهها تشكيل مىدهند و هر گروه، اعضاء و جَهازات (دستگاههاى هماهنگ در كار، در درون بدن) متنوع و گوناگونِ بدن را مىسازند، و تناسب ساختارى هر عضوى، نور و هوا و غذا را تبديل به موادِ ويژهاى مىكند، تا ساختمان عمومى بدن را تكميل كند و آن را به پا دارد و از نفوذ هرگونه دشمنى، با سلاحهاى گوناگون خود جلوگيرى كند و يا از درون ديوارهاى بدن، بيرون راند. با اين گونه هدايت طبيعى، بافتها و پوست گياه و حيوان به تناسب محيط تغذيه و گرما و سرما و نور و هوا، تغيير مىكند. پشم و مو و پوست و برگ به اندازه لازم، نور و حرارت و رطوبت را جذب و دفع مىنمايد. در هواى بسيار گرم يا سرد، وضع بدن و پوست و چگونگى تنفس حيوانات، اندازهگيرى مىشود. در سرما جريان خون در دهان و چشم و بينى حيوانات كم مىشود، تا همه بدن سرد نشود. ريشههاى گياه، به سوى زمينهاى نرم و
[١] - رياضالسالكين، ج ٢، ص ١٥٦