اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٤١٠ - آموزه قرب و تعالى خداوند
خَرَسَ وَ انْقَمَعَ؛[١] چرا كه شرط بيان و وصف، از هيچ طرف وجود ندارد؛ چه نسبت به عارفِ واصِل، كه از فرط استغراق و مستى قادر بر اداء مطلب نيست و چه نسبت به معشوق، از آن جهت كه مثل و مانند ندارد: لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَىءٌ. و راهى براى توصيف او پديد نمىشود زيرا معانى را به وسيله تشبيه بيان مىكنند و آن حقيقت كه بىنظير و بىمانند باشد چيزى كه او را تشبيه كنند به ضرورت، وجود ندارد.
|
لاتُكَلِّفْنِى فَانّى فِى الْفَناءِ |
كَلَّتْ افْهامى فَلااحْصِى ثَنا |
|
|
كُلُّ شَىءٍ قالَهُ غَيرُ المُفيق |
انْ تَكَلَّفْ اوْ تَصَلَّفْ لايَلِيقْ |
|
|
من چه گويم يك رَكَم هشيار نيست |
شرح آن يارى كه آن را يار نيست |
|
|
شرح اين هجران و اين خون جگر |
اين زمان بگذار تا وقت دگر[٢] |
|
امام سجاد (ع) از جمله اوليايى است كه در عرصه «توحيدِ عبادى» نورى پرفروغ، در جانش درخشيد و شاهراهِ توحيد را در وجودش روشن ساخت. در اين نور الهى راه پيمود و بدينسان همه مراحلِ توحيد- افعالى و صفاتى و ذاتى- را، يكى از پس ديگرى، پشت سر گذاشت، تا به آستان سلامت و سراى اقامت راه يافت، و ثابتقدم و استوار در جايگاهِ امنيّت و آسايش آرميد. آن بزرگوار به بارگاهِ قرب الهى، آن چنان كه بايسته منزلتِ وى بود، راه يافته و جمال بىمثال معبود را بىپرده شهود كرده بود، و خدا را، نه به سوداىِ ثواب بهشت بندگى مىكرد، كه نيايش سوداگران است و نه از ترس عذاب، تن به بندگى داده بود، كه بندگى بردگان است. خدا را به انگيزه سپاس، بندگى مىكرد و چون آزادگان، معبودِ خويش را مىستود و به راستى كه عبادتش، عبادتِ احرار بود: انّى اكْرَهُ انْ اعْبُدَ اللَّهَ وَ لاغَرَضَ لى الّا ثَوابَهُ، فَاكُونَ كَالْعَبْدِ الطَّمِعِ الْمُطْمِعْ: انْ طَمَعَ عَمِلَ، وَ الّا لَم يَعْمَلْ، وَ اكْرَهُ ان [لا] اعْبَدَهُ الّا لِخَوْفِ عِقابِهِ فَاكُونَ كَالْعَبْدِ السُّوءِ انْ لَمْ يَخَفْ لَمْ يَعْمَلْ، قِيلَ فَلِمَ تَعْبُدُهُ؟ قال: الا هُوَ اهْلُهُ بِايادِيه عَلَىَّ وَ انْعامِهِ.[٣] و آن چه در اين فراز از نيايش بدان پرداخته است: اللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ قِنا مِنْكَ، وَ احْفَظْنابِكَ، وَ اهْدِنا الَيْكَ، وَ لاتُباعِدْنا عَنْكَ، نمودار آن
[١] - شروع مثنوى شريف، ج ١، ص ٩٣
[٢] - مثنوى، دفتر يكم، بيت ١٢٨- ١٣١.
[٣] - بحارالانوار، ج ٧٠، ص ٢١٠