اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٣٨٦ - زنام و نشان و گمان برتر است
نكته مهم اين كه در پارهاى از روايات، آمده است كه خداى تعالى صاحب حيا و پردهپوش است:
انّ اللَّهَ- عَزَّ وَ جَلَّ- سِتِّيرٌ يُحبُّ الْحَياءَ وَ السَّتْرَ.[١] خداى- عزّ و جلّ- بسيار پردهپوش و باحيا است. پردهپوشى و حيا را دوست دارد.
به طور قطع حيا و آزرم خداوند، به معناى انقباس نفس و انفعال آن نيست؛ چرا كه در حريم او انفعال و انقباص راه ندارد. و ناگزير به معناى تارك قبيح و دور بودنِ ساحتِ اقدس الهى از كارهاى زشت و ناپسند است. در ارتباط با جريان اين وصف الهى، در آموزههاى دينى، لطائفى از اخبار آمده است كه مايه بهجت و سرورِ ما بندگان گنهكار است. پيامبر گرامى ٦ فرمود:
وَ الَّذِى نَفْسِى بِيَدِهِ انَّ الْعَبْدَ يَدْعُو اللَّهَ وَ انَّهُ عَلَيْهِ غَضْبانٌ فَيُعْرِضُ عَنْهُ ثُمَّ يَدْعُو اللَّهَ فَيُعرضُ عَنْهُ ثُمَّ يَدْعُو اللَّهَ فَيقُولُ اللَّهُ تَعَالى الا انَّ عَبْدِىِ لَمْ يَدْعُ غَيْرِى فَقَدْ اسْتَحْيَيتُ مِنْهُ وَ قَدْ اسْتَجَبْتُ لَهُ.[٢] سوگند به خدايى كه جانم در دست اوست، بنده، خداى را، خوانَد، در حالى كه خداوند بر او خشمگين است.
پس از او روى گردانَد، سپس خداى را خواند و خدا از او، روى گرداند، آنگاه، بار ديگر، خداى را خوانَد، اين بار، خداوند تعالى گويد: آگاه باشيد! بنده من، جز مرا نمىخوانَد. براى همين از او شرم دارم و خواستهاش را اجابت كردم.
و نيز آمده است كه: در روز رستخيز خداى تعالى، به پيرمرد گنهكارى عتاب نمايد و فرمايد: اى بنده من! تو كارهايى انجام دادهاى كه نافرمانى من است. آن پير گنهكار گويد:
پروردگارا، من كارهايى كه نافرمانى تو باشد، انجام ندادهام! در حالى كه آن گناهان را انجام داده است. پس حق تعالى فرمان دهد كه او را در بهشت جاى دهيد، در اين هنگام فرشتگانى كه نويسندگان اعمال آن گنهكارند و گناهان او را شمار كردهاند، گويند:
پروردگارا! تو خود مىدانى كه اين پير آلودهدامن، همه اين گناهان را، انجام داده است!
[١] - سنن ابوداود، ج ٤، ص ٤٠
[٢] - عدة الداعى و نجاح الساعى، ص ١٤٥