اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٣٦٦ - زنام و نشان و گمان برتر است
الضَعيِفُ الَّذى قَوَّيْتَهُ وَ الذَّليلُ الَّذِى اعْزَزْتَهُ وَ السَّقيمُ الَّذِى شَفَيْتَهُ وَ السّائِلُ الَّذِى اعْطَيْتَهُ وَ الْمُذْنِبُ الَّذِى سَتَرْتَهُ وَ الْخاطِىءُ الَّذِى اقَلْتَهُ وَ انَا الْقَليلُ الَّذِى كَثّرْتَهُ وَ الْمُسْتَضْعَفُ الَّذِى نَصَرْتَهُ وَ انَا الطَّرِيدُ الَّذِى آوَيْتَهُ.[١] سرور و آقاى من! منم آن خرد و ناچيزى كه در دامن مهرت پروريدى، منم آن نادانى كه دانايش كردى، منم آن گمشدهاى كه راهش نمودى، منم آن فرو افتادهاى كه بالايش بردى، منم آن ترسانى كه امانش دادى، منم آن گرسنهاى كه سيرش نمودى، و آن تشنهاى كه سيرابش كردى، و آن برهنهاى كه پوشانيدى، و آن نادارى كه بىنيازش كردى، و آن ناتوانى كه توانش دادى، و آن خوارى كه عزيزش كردى، و آن بيمارى كه بهبوديش بخشيدى، و آن خواهندهاى كه عطايش كردى، و آن گناهكارى كه گناهش پوشاندى، و آن خطاكارى كه از خطايش درگذشتى، و آن ناچيزى كه بسيارش كردى و آن خوار شدهاى كه ياريش نمودى، منم آن رانده شدهاى كه پناهش دادى ...
در اين جملهها صادقانهترين احساسها و زيباترين كلمهها و عالىترين موجها، شكل گرفته و تركيب يافتهاند؛ تركيبى كه آدمى را، براى ساختن خويش به شعور و آگاهى مىرساند؛ شعورى كه هيچ بودن خود را دريابد و همه چيز بودن خدا را لمس كند. همين شعور و آگاهى او را وا مىداشت، تا در هر مقطعى از دعايش محمد ٦ و دودمانِ او را به تكرار ياد كند و بر آنان درود و تحيت فرستد؛ چرا كه اين درود و تحيتها را پاداش زحمتهاى بىدريغى مىدانست كه آنان، براى شكستن محدودههاى وجودى ما آدميان، كشيده بودند و مزد رنجهايى، كه در راه گسترش و فربهى هستى ما برمىتابيدند. هستى زين العابدين (ع) با اين مفاهيم دلانگيز و نشاطآور باليده بود. از اين رو، با وساطت محمّد و دودمان او، باشعور و آگاهى وسيع از هيچ بودنِ خود در برابر پروردگارش كه همه چيز است، مىطلبيد تا به هنگام ورود به بارگاه جلال خداوند، او را گرامى بدارد. و به ما نيز آموخت تا چنين باشيم و خدا را آن چنان كه او مىستود، بستاييم و از طريق محمد و دودمان او همان را از خدا بخواهيم كه او مىخواست: يا مَنْ تَصْغُرُ عِنْدَ خَطَرِهِ الْاخْطارُ، صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ كَرِّمْنا عَلَيْكَ. بار خدايا هر بزرگى، هر چه دارد از تست. خدايا ما را كرامت و بزرگوارى عطا كن؛ كرامت و بزرگوارى پرهيزگاران، آنها كه در كتاب
[١] - همان