اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٣٦٤ - زنام و نشان و گمان برتر است
عَظُمَ الْخالِقُ فِى انْفُسِهِمْ فَصَغُرَ ما دوُنَهُ فِى اعْيُنِهِمْ.[١] آفريدگار در انديشه آنان بزرگ بود، پس هر چه جز اوست درديدههاشان خُرد مىنمود.
اصولًا در آموزههاى دينى خداوند در جايگاهِ بلند و موضعى رفيع قرار دارد:
وَلَهُ الْكِبْرِيَاءُ فِي السَّموَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ.[٢] در آسمانها و زمين، بزرگى او راست و او پيروزمندِ فرزانه است.
سُبْحانَ رَبِّى العَظِيمِ وَ بِحَمْدِهِ و سبحانَ رَبِّى الْاعْلى وَ بِحَمْدِهِ و همين گونه، تعبيرات و اوصافى از قبيل: الْمَلِكُ الْقُدّوسُ السَّلامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزيزُ الجَبّار الْمُتَكَبِّرْ،[٣] همگى تصويرگرِ عظمت و بزرگى خداوند است. از اين رو بندگانِ ناب و داناى او چون زين العابدين (ع) نه تنها احساس حقارت كردهاند؛ بلكه خود را هيچ هيچ دانسته و بدان مُباهى بودهاند: وَ يا مَنْ تَصْغُرُ عِنْد خَطَرِهِ الْاخْطارُ ... اى خدايى كه در ساحت بزرگى ومكانتِ او، مكانتهاى همه هيچ است. على (ع) مىفرمود:
سُبْحانَكَ ما اعْظَمَ شَأنَكَ! سُبْحانَكَ ما اعْظَمَ ما نرى مِنْ خَلْقِكَ! وَ ما اصْغَرَ كُلَّ عَظِيمةٍ فِى جَنْبِ قُدْرَتِكَ! وَ ما اهْوَلَ ما نَرى مِنْ مَلَكوُتِكَ! وَ ما احْقَرَ ذلكَ فِيما غابَ مِنْ سُلْطانِكَ.[٤] پاك خدايا! چه بزرگ است آنچه مىبينم از خلقتِ تو؛ و چه خُرد است، بزرگى آن در كنارِ قدرت تو؛ و چه با عظمت است آنچه مىبينيم از ملكوت تو، و چه ناچيز است برابر آنچه بر ما نهان است از سلطنت تو، و چه فراگير است نعمتِ تو در اين جهان؛ و چه اندك است در كنار نعمتهاى آن جهان.
نكته مهم اين كه آدمى هر اندازه از رشد و كمال بيشترى برخوردار باشد، خود را حقيرتر و خدا را بزرگتر در مىيابد. براى همين به ميزان دانايى اش از خداوند مىترسد
إِنَّمَا يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ غَفُورٌ.[٥] از بندگانِ خداوند، تنها
[١] - همان، خطبه ١٩٣
[٢] - جاثيه، آيه ٣٧
[٣] - حشر، آيه ٢٣
[٤] - نهجالبلاغه، خطبه ١٠٩
[٥] - فاطر، آيه ٢٨