اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٣٦٥ - زنام و نشان و گمان برتر است
دانشمندان، از او مىهراسند بىگمان خداوند، پيروزمندى آمرزنده است.
بديهى است كه اين هراس و ترس، حالت انفعالى روانى آميخته به جهل نيست؛ بلكه حالت روانى منبعث از دانايى و فرزانگى است. امام على بن الحسين (ع) فرمود:
رَأسُ الحِكْمَةِ مَخافَةُ اللَّهِ.[١] اساس حكمت و فرزانگى هراس از خداوند است.
همين خوف از خداوند است، كه شرط شناخت خود به عنوان موجودى ناتوان و ناچيز، كوهِ هستى اولياى الهى را در برابر تجلّى «ربوبيّتش» متزلزل مىساخت:
فَلَمّا تَجَلّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكّاً وَخَرَّ مُوسى صَعِقاً فَلَمّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ.[٢] همين پروردگارش بر آن كوه تجلى كرد، آن را با خاك يكسان ساخت و موسى بيهوش افتاد، و چون به خويش آمده گفت: پاكا كه تويى! به پيشگاهت توبه آوردم و من نخستين مؤمنم.
و همين خوف از خداوند، كوهِ هستى زين العابدين، امام على بن الحسين (ع) را در برابر تجلّى «ربوبيّت» الهى متزلزل ساخته بود و در پرتو دانايى و فرزانگى خود به عجز و ناچيزى اش پى برده و خود را در برابر خداى بزرگ بسيار حقير و ناچيز مىيافت و با تضرّع و زارى مىگفت: وَ ما انَا يا سَيِّدِى وَ ما خَطَرِى[٣] من در برابر تو كيستم؟ اى مولاى من و چه جايگاهى دارم؟ آن بزرگوار به راستى به شناخت عميقِ خود دست يافته و به عجز و ناچيزى خود، در برابر معبود خويش پى برده بود. او با شعور و آگاهى مىگفت:
سَيِّدى انَا الصَّغيرُ الَّذِى رَبَّيْتَهُ وَ انَا الْجاهِلُ الّذِى عَلَّمْتَهُ وَ انَا الضّالُ الَّذِى هَدَيْتَهُ وَ انَا الْوَضيعُ الَّذى رَفَعْتَهُ وَ انَا الخائِفُ الَّذِى آمَنْتَهُ وَ الْجائِعُ الَّذِى اشْبَعْتَهُ وَالْعَطْشانُ الَّذِى ارْوَيْتَهُ وَ الْعارِى الَّذِى كَسَوْتَهُ وَ الْفَقيرُ الَّذِى اغْنَيْتَهُ وَ
[١] - بحارالانوار، ج ٧٨، ص ٤٥٣
[٢] - اعراف، آيه ١٤٣
[٣] - دعاى ابوحمزه