اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٣٥٢ - زنام و نشان و گمان برتر است
فَاؤلِئكَ اصْحابُ النّار هُمْ فيها خالِدوُن.[١] چنين كسانى دمساز آتشند؛ آنان در آن جاودانند.
تار و پود هستى را به رحمت سرشتهاند
گفته شد، خداى متعالى فرمود: «انَّ رَحْمَتِى سَبَقَتْ غَضَبِى.[٢] براستى كه رحمت من بر غضبم پيشى دارد. بىترديد عدل الهى و ضرورت عدالت در دنيا نيز، همچون قهر و غضب الهى، از صفات جلال خداوند است كه در قرآن كريم، بسيار پر قدرت توصيف شدهاند:
شَهِدَ اللَّهُ انَّهُ لا الهَ الّا هُوَ وَ الْمَلائِكَةُ وَ اوُلوُالْعِلْمِ قائِما بِالْقِسطِ.[٣] خداى يكتا- اللَّه- كه هميشه به عدل و داد بود و باشد، گواهى داد كه جز او خدايى نيست و فرشتگان و دانشمندان نيز (گواهى دادند).
وَ السَّماءَ رَفَعَها وَ وَضَعَ الْميزانَ.[٤] آسمان را برافراشت و ترازو را بنهاد.
بِالْعَدْلِ قامَتِ السّمواتُ وَ الارضُ.[٥] آسمانها و زمين به عدالت بر پا ست.
در اين دو آيه و روايتى كه در ذيل آيه دوّم آمده است، به تصريح، نظام هستى را بر عدالت و توازن مبتنى مىداند و در آيات ديگر ظلم را از ساحت كبريايى خداوند به شدت نفى مىكند و در آياتى، اساس آفرينش را بر حق كه ملازم عدالت است، معرفى مىنمايد:
وَما خَلَقْنا السَّمواتِ وَ الْارضَ وَ ما بينهُما الّا بِالْحَقِّ.[٦] و ما آسمانها و زمين و آن چه را كه ميان آنهاست جز براستى و درستى نيافريديم.
در حقيقت، در همه اين آيات، از مقام فاعليّت و تدبير الهى به عنوان مقام قيام به عدل ياد كرده و عدالت را در كار آفرينشِ جهان، ترازوى خداوند دانسته است. امّا اين رحمت الهى است كه از ذات و حاقّ واقع، جدايىناپذير است كه اگر جز اين مىبود آفرينشى در
[١] - بقره، آيه ٨١
[٢] - بحارالانوار، ج ٢٦، ص ٢٧٦
[٣] - آل عمران، آيه ١٨
[٤] - الرحمن، آيه ٧
[٥] - حديث نبوى ذيل همين آيه، تفسير صافى
[٦] - حجر، آيه ٨٥