اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٣٤٦ - زنام و نشان و گمان برتر است
به غير، مستلزم دورى از مقام قرب است و در نتيجه گناهى كه پديد آورنده حجاب و نوعى استدراج است خود، عذابى بس بزرگ است. از اين رو، وَاعْتِقْ رِقابَنا عَنْ نَقِمَتِكَ، نيز داراى مراتب است.
هر چه غير اوست، استدراجِ تست/ گر چه تخت و مُلكت است و تاج تست.[١]
بر اين اساس هر كسى را استدراجى است متناسب با منزلت و قرب او به درگاه الهى يا دورى او از بارگاه ربوبى.
|
بىنهايت حضرت است اين بارگاه |
صدر را بگذار صدرِ توست راه[٢] |
|
آدمى هيچگاه نبايد به خود مغرور شود و پندارد كه صدر نشين شده و به مقصد راه يافته است، كه همين پندارِ غرورآميز او را ساقط خواهد كرد. همواره بايد خود را در ميان خوف و رجا و بيم و اميد ببيند و از خداوند بخواهد و بگويد: يا مَنْ لاتَنتَهِى مُدُّهُ مَلْكِهِ، صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَاعْتِقْ رِقابَنا عَنْ نَقِمَتِكَ.
گنجينههاى سرشار و بىزوالِ رحمت
وَ يا مَنْ لاتَفْنى خَزائِنُ رَحْمَتِهِ، صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ. وَ اجْعَلْ لَنا نَصِيبَاً فِى رَحْمَتِكَ. اى آن كه گنجينههاى رحمتش سرشار و بىزوال است، بر محمد و دودمانش درود فرست، و ما را در رحمت خويش بهرهاى بگذار.
رحمت، رِقّتى است كه اقتضاى آن، احسان و بخشش است، گاهى به معناى رقّت محض و گاهى به معناى احسانِ محض و برهنه از رقّت است: رَحِمَ اللَّهُ فلاناً. رحمت در آدميان، عاطفه و احساس لطيفى است كه مبدأ حسِّ مدد رسانى به نيازمندان و نيك انديشى و نيك خواهى درباره آنان است. و ويژگىاش، اين است كه بر اثر اجابتِ درخواست اين عاطفه، انسانها احساس لذّت مىكنند. امّا هرگاه كه در مورد خداوند به كار رود به معناى احسانِ محض و برهنه از رقّت و به لحاظ آثار و ظهورِ آن است؛ چرا كه ذات مقدّس خداوند از هر گونه انفعال و تأثّر مانند رقّت و نازك دلى و عاطفه كه پارهاى از مراحل
[١] - همان، دفتر سوم، بيت ٥٠٨
[٢] - همان، بيت ١٩٦١.