اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٣٣٥ - زنام و نشان و گمان برتر است
همه اجسام، داراى تشعشعاند و در محيط خود امواجى پديد مىآورند. جهان به منزله اقيانوس بىپايانى است و هر موجودى به مانند سنگى است كه در اقيانوس مىافتد و در محيط خود امواجى را پديد مىآورد. گفتهاند: آدمى بيش از فلّزها و گياهان تشعشع دارد؛ چرا كه موجودى بسيار موّاج و نورافشان است. در وجودش بيش از همه موجودات زمينى نيرو متراكم است. براى همين آثار بسيارى مانند ديدن و شنيدن و فهميدن و انديشيدن و گفتن و نوشتن از او نمايان مىشود. بر اين اساس، هركارى كه انجام دهد، حتّا انديشهاش،- نيك يا بد- در جهان اثر مىگذارد و واكنش آن در جهان آشكار مىشود.
|
گرچه ديوار افگند سايه دراز |
بازگردد سوى او آن سايه باز |
|
|
اين جهان كوهست و فِعل ما ندا |
سوى ما آيد نداها را صدا[١] |
|
|
اين جهان كوهست، گفت و گوى تو |
از صدا هم باز آيد سوىِ تو[٢] |
|
اگر در حوزه دانش بشرى، اين پديدهها، معلول همين علل ظاهرى است و پى بردن به آنها براى انسانها، به حقّ، غنيمت علمى است. امّا طبيعتشناسانِ عالم وجود، طبيبان الهى، علل اصلى و حقيقى حوادث را نيز به تأييد خداوند كشف كردهاند. مىدانند چه اختلالى در جهان رخ داده و به دنبال آن چه واكنشى پديد آمده است كه بر اثر آن واكنش علت طبيعى و ظاهرى اين حوادث ناگوار پيدا شده است؛ يعنى ميكروبِ وبا به وجود آمده، يا قحطسالى پديد شده، يا انديشه جنگ و كشتار در مغز بشر افتاده و به مرحله اراده و عمل رسيده است. اين طبيبان كه پيامبران و اولياى الهى هستند، مىدانند اين حوادث ناگوار يك رابطه پنهانى با رفتارها و انديشههاى ما آدميان دارد. مىدانند آنگاه كه بشر از صراط مستقيم بندگى خداوند منحرف شود، اين واكنشها در جهان آشكار مىشوند. گناهانى كه بشر مرتكب مىشود، مانند سمّى كشنده وارد مزاج جهان مىشوند و جهان از خود واكنش نامطلوبى آشكار مىكند كه به صورت زلزله، طوفان، قحطسالى و سيل و ميكروبهاى كشنده زندگى بشر را تباه مىكنند.
[١] - همان، دفتر يكم، بيت ٢١٤- ٢١٥.
[٢] - همان، دفتر دوم، بيت ٢١٨٩