اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٣١ - زمانه بعثت
موقعيت بىاثر نبود، بهشت خويش را، در اثر زياده خواهى در سودجوئى و ربا خوارى و خود پسندى و تمايلات نژادى و بتپرستى و بىانصافى و ستمورزى و تعظيم و تكريم بىحدّ و اندازه طلا، دوزخ مردمانِ فقير و ناتوان كرده بودند. تاجرانِ قُرَشى رمز و رازِ مال يابى و بهره گرفتن از دسترنج بندگانِ زحمت كشِ خداوند را با ابزارها و راه كارهاى به ظاهر انسانى و به حقيقت شيطانى، خوب مىدانستند. با شمّهاى از آن تدبيرها و راه كارها كه ويژه «ابناى بىمروّت دنيا» است، هر كس هواى خويش را خداى خويش مىدانست و مال و مالاندوزى را برتر و بهتر از هر چيزى مىانگاشت.
در ميان بتهايى كه در خانه مكّه آويخته بودند، نظمى حيرتانگيز پديد آورده بودند كه هدف آن به دست آوردن سودِ بيشتر با كوشش و كار و تلاشِ كمتر بود، و در اين راه توفيقى نيز يافته بودند. زائران عرب، كه به تفقد و دلجويى بتها و مهرورزى به آنها و طوافِ خانه مكعب شكل (كعبه) به مكّه مىآمدند، نمىبايست توشه همراه داشته باشند و بيرون حرم جامه دوخته بر تن پوشند. اين همه را مىبايست از شهر مكه مىخريدند تا بازار مكيّان رونق گيرد. و اگر زائرى به هنگام طواف جامه خويش را بر تن داشت مىبايست از آن پس، آن را از خود دور كند. اگر چه زائران فقير از حمايت و عطاياى متولّيان كعبه برخوردار مىشدند و اندكى از سودهاى كلان و بىحساب را كه در سايه بُتان به دست مىآوردند در اين راه مصرف مىكردند. اما آن سودها را غنيمت خويش مىپنداشتند. و اگر با اندكى از بسيار، زائران فقير را اطعام مىكردند، صلاى كرم سر مىدادند و چه خطابههاى غرّا و قصيدههاى شيوا براى شهرت جودِ عميم خويش، انشاء مىكردند و در بازارهايى كه براى تجارت و تفاخر بر پا مىشد، مىخواندند.
ربا خوارى رسم و آيين مقبول بود؛ رباى دينار به دينار، و دينار به دو دينار و سه دينار، و سود بالاى سود، كه در عمل هر دينار به چهار و پنج دينار، و به تعبير قرآن كريم:
«اضْعافاً مُضاعَفَةً. افزودنىها بر افزودهها»[١] سودهايى چند برابر متداول و رايج بود. و بىچارهاى كه به ضرورت زندگى، مگسوار، به دام عنكبوتان رباخوار مىافتاد تا زمانِ مرگ، مزدورِ بىمزدِ او بود و اگر وارثى داشت، پرداخت باقيمانده را، كه غالباً چيزى بيش
[١] - آل عمران، آيه ١٣٠