اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٢٨٦ - مؤمنان روزگاران
كه هريك از ايشان روايت مىكند همراه نام خود و پدر و عشيرهاش براى من بنويسيد.
آنان چنان كردند. چون معاويه براى آنان نقدينه و جامه و پاداش و زمين مىداد، در بيان فضايل و مناقب عثمان زيادهرَوى كردند. و از ايشان ميان عرب و موالى شايع شد و به سببِ چشم و همچشمى، براى رسيدن به دنيا و منزلت در هر شهر و ديار، اين موضوع رايج شد، آنچنان كه هيچ گمنام و فرومايهيى كه در فضيلت و منقبت عثمان روايت نقل مىكرد و پيش يكى از كارگزاران عثمان مىآمد، نبود مگر اين كه نامش را در ديوان مىنوشت و او را به خود نزديك مىساخت و شفاعتش را مىپذيرفت و مدتها چنين بودند. معاويه سپس به كارگزاران خود نوشت كه حديث درباره عثمان فراوان و در هر شهر و هر سو پراكنده شده است؛ اينك چون اين نامه من به شما رسيد مردم را به جعل روايت در مورد فضايل صحابه و خلفاى اوّلى فرا خوانيد و هيچ خبرى را كه هركس از مسلمانان درباره على (ع) نقل مىكند، رها مكنيد، مگر اين كه نظير آن را براى صحابه بسازيد و پيش من بياوريد كه اين كار براى من خوشتر و مايه چشمروشنى بيشتر است و حجت و برهان ابوتراب و شيعيان او را بيشتر در هم مىشكند تا آن كه مناقب و فضيلت عثمان را روايت كنيد. چون نامه او براى مردم خوانده شد، اخبار بسيارى كه ساخته و پرداخته و خالى از حقيقت بود در مناقب صحابه منتشر شد و مردم در اين مورد چندان كوشش كردند كه اندكاندك روى منابر گفته مىشد و به مكتبداران القاء مىشد كه بسيارى از رواياتى از اين دست را به كودكان و پسربچهها آموزش دهند. آنان نيز چنان كردند و همانگونه كه قرآن را به آنان مىآموختند آن روايات را هم آموزش دادند. سپس كار به آنجا كشيد كه به دختركان و زنان و خدمتگزاران و وابستگان خود نيز آموزش دادند و سالها بدينگونه گذشت. معاويه سپس بخشنامهيى به همه كارگزاران خويش در همه شهرها نوشت: بنگريد، در مورد هركس كه به هر دليلى ثابت شد «على و اهل بيت» او را دوست مىدارد نامش را از ديوان حذف كنيد و مقرَّرى ساليانه و عطاى او را بِبُريد.
همراه اين بخشنامه نامه ديگرى هم بود، كه هركه او را به دوستى اين قوم متهم مىدانيد شكنجه دهيد و خانهاش را ويران سازيد.
بلا و گرفتارى در هيچ جا بيشتر و دشوارتر از عراق نبود، بهويژه كوفه و چنان شد كه