اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٢٨٥ - مؤمنان روزگاران
نزاهت و پاكى همه آنها از گناه و خطا است. براى همين، پاسداشت حريمِ حتّا همه كسانى كه جريان گسترش آيين توحيد و نظم نوين اسلامى آنها را قهراً و بِالْاجبار به درون جامعه اسلامى آورده بود، يك تكليف دينى است و تعرّض به آنها، به تعبير كلامى آن، «زَنْدقه» و در نهايت خروج از اسلام است همچنان كه در حديث ساختگىِ انس ابن مالك آمده است كه پيامبر ٦ فرمود:
مَنْ سَبَّ احَداً مِنْهُمْ فَعَلَيْهِ لعنةُ اللَّهِ وَ الْمَلائِكةِ وَ النَّاسِ اجْمَعِينَ، وَ مَنْ عابَهُم اوِ انْتَقَصَهُمْ فَلا تُواكِلُوُه وَ لاتُشارِبُوُه وَ لاتُصَلُّوا عَلَيْهِ.[١] كسى كه يكى از ايشان (صحابه) را دشنام دهد، پس خشم خدا و فرشتگان و همه مردم بر او باد، و كسى كه از ايشان عيب كرد، يا بدگويى كند، با او بر سر يك سفره ننشينيد و براى او نماز نخوانيد.
اوّلًا: بيشترِ احاديثى كه در فضايل صحابه آمده است، از ساختههاى عالمانِ «مُستأكِلِ به روزِ» روزگار بنىاميّه (طُلَقا) است؛ عالمانى كه سر در آخر قدرت بنىاميه داشتند و براى تقرّب به آنان به چنين خيانتى دست زدند. و چنان اسلوبى در ساختنِ اين احاديث به كار بردند كه در ميان هيچ يك از آنها فرقى ننهادند و گويى هريك از آنها به تنهايى، الگوى نيكو و پيشواى صالحى براى مسلمانان است. ابن ابى الحديد گويد: ابن عرفه كه معروف به «نفطويه» و از افراد بزرگ و سرشناس محدِثّان است، در تاريخ خود مطلبى نوشته كه با اين مسئله مناسبت دارد. او مىگويد: بيشتر احاديث مجعول در مورد فضايل صحابه به روزگار حكومت بنىاميه، براى تقرّب جستن به آنان، آن هم با اين پندار كه بدان وسيله بينىِ بنىهاشم را به خاك مىمالند، صورت گرفت.[٢] همو گويد: معاويه به همه كارگزارانِ خويش در سراسر منطقه حكومت خود نوشت: گواهى هيچيك از شيعيان على و اهل بيت او را مپذيريد و نوشت: بنگريد كه شيعيان و دوستان و هواداران عثمان را در منطقه حكومت خود و كسانى را كه فضايل و مناقب او را نقل مىكنند، گرامى داريد و به خود نزديك سازيد و جايگاه نشستن آنان را به خود نزديكتر قرار دهيد و آن چه را
[١] - نظرية عدالة الصّعابة وَ المرجعية السياسيّة فى الاسلام، ص ٥٥
[٢] - شرح نهجالبلاغه، ج ١١، ص ٤٦