اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٢٧٧ - تابعان
بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ.[١] همه چون يكديگريد.
انَّما الْمُؤمِنُونَ اخْوَةٌ.[٢] همانا گرويدگان برادراناند.
تابعان، مؤمنانى بودند كه به مضمون آيه شريفه «وَ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِاحْسانٍ» و به تعبير امام (ع) «وَ التَّابِعينَ لَهُمْ بِاحْسانٍ»، گام در جاىِ گامِ صحابيان نهادند و فضايلى را كه ايشان از رسول خدا ٦ آموخته بودند، به نيكى دريافت كرده و عملًا نيز به راهى بودند كه ايشان از پيش رفته بودند. مؤمنانِ راستين و ادامهدهندگانِ راهِشان بودند. نكته مهمّ اين كه تابعان پس از آمرزشخواهى براى خود و براى پيشگامان نخستين (مهاجران و انصار)، از خداوند طلب كردند تا هيچ كينه و كدورتى از آنان در دل نداشته باشند «وَ لاتَجْعلْ فِى قُلُوبِنا غِلًا لِلَّذينَ آمَنُوا». از خدا خواستند تا در پرتو رأفت و رحمت خويش، ظرف جانشان را از كينهها و كدورتها و دشمنىها، نهتنها نسبت به ايشان، بلكه نسبت به همه مؤمنان، در همهجا و همه عصرها تهى، و سرشار از مهر و رأفت گرداند. و اين خصلت كريمانه انسانى بود، كه مؤمنان را گِرداگِردِ يكديگر جمع آورده و با چنگ زدن به ريسمان توحيد (حبل اللَّه) دشمنىهاى چندين ده ساله از ميان رفت و به صلح و آشتى انجاميد و هر كينهاى كه در سينههاشان بود زدوده شد.[٣]
«غِلّ» از مَهيبترين ناسازگارىهاست كه دل آدمى را مكدّر مىسازد؛ چرا كه آميزش و دوستى و ارتباط صميمى با ديگران، از نيازهاى ضرورى حيات آدمى است. و اين ارتباط صميمى و وَثيق تا آنگاه است كه انسانها از يكديگر كارهايى كه بر وفقِ طبع آدمى نيست، نبينند. كارهايى كه با طبع آدمى ناسازگار است؛ مانند خيانت و ناراستى، دوستىها را به دشمنى و محبتها و يكدلىها را به خشم و كينه تبديل مىكند و همين خشمها و كينههاست كه الفتها و پيوندهاى قلبى آدميان را مىگُسَلَد و زندگى را تلخ و ناگوار مىسازد. بارخدايا، كينه كسانى را كه ايمان آوردهاند در دلهاى ما مَنِه «وَ لاتَجْعَلْ فِى قُلُوبِنا غِلًاّ لِلَّذِينَ آمَنُوا». امام (ع) از اين پس به سراغ ويژگىهايى از تابعان رفته است كه آنها را
[١] - نساء، آيه ٢٥
[٢] - حجرات، آيه ١٠
[٣] - دشمنى صد و بيست ساله ميان دو قبيله اوس و خزرج؛ بلكه مطلق دشمنىها و جنگهايى كه در ميان قبيلههاى عرب بوده است با ظهور اسلام به آشتى انجاميد