اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٢٥ - زمانه بعثت
ديگر مرويد كه شما را از راه او جدا مىكند. اينهاست كه [خدا] شما را به آن سفارش كرده است، تا شايد پرهيزگار شويد.
گفتنى است، آنچه در باب زمانه بعثت بدان پرداخته شده، اختصاص به سرزمين عربستان ندارد؛ اگر چه پيامبر گرامى اسلام ٦ از سوى خداوند فرمان يافته بود كه در آغاز بعثت، عالىترين ملكات انسانى را در منحطترين ارواحِ منجمدِ قومى وحشى، كه نه درك درستى از دين و مدنيّت داشت و نه درباره آفريدگار جهان مىانديشيد،[١] بنشاند. و نيز فرمان يافته بود كه بلندترين افكارى را كه هنوز متفكران آتن، قسطنطنيه، مداين و اسكندريه در تمدنهاى پيشرفته روم و ايران بدان دست نيافته بودند، وارد مغزهايى كند كه اوج پروازِ عقلهاشان از قله كوهان شتران، فراتر نمىرفت. و قومى را كه تاريخ همواره از ياد كردِ نامشان ننگ داشته است، سازندگان تاريخِ شكوهمند و شگفتى كند، كه هنوز تاريخدانان جهان نگاههاى آميخته با اعجاب خويش را از آن برنگرفتهاند. بلكه نابسامانى عصرِ بعثت مدّ نظر است؛ يعنى عربستان، ايران، مصر، امپراطورى روم شرقى، هندوستان، چين، ژاپن، فرانسه، ايتاليا، بريتانيا و اسپانيا. در حقيقت، تعبيرهايى كه در ترسيم چهره جاهليّت، چه در قرآن كريم و چه در سخنان معصومان (ع)[٢] از جمله «امام على بن الحسين (ع)» در صحيفه مبارك آمده است، آينههايى هستند كه انحطاط و تباهى مردم جهان آن روز را، در زمينههاى گوناگون: حكومت، اخلاق، فرهنگ، سياست و تعصبهاى قومى و قبيلگى، و نيز دين، تعليم و تربيت، روابط زناشويى و نظام خانواده و اوضاع اقتصادى، در خود انعكاس دادهاند؛ يعنى در دو سطح و در دو قلمرو، جامعههاى پيش از بعثت و زمانه ظهور پيامبرگرامى ٦ را بيان كردهاند؛ گاه اوضاع و احوال آشفته حاكم بر جهان را بيان مىكنند و گاه به تشريح وضعيّت نابسامان عرب جاهلى مىپردازند چرا كه بعثت پيامبر ٦، تنها براى رهايى مردم عربستان و به سامان رساندنِ زندگى فردى
[١] -« لا فىِ الدِّينِ يَتَفقَّهونَ وَ لا عَنِ اللَّهِ يَعقِلُونَ»، همچون بدخويانِ جاهليّت مباشيد، كه نه در دين فهمى دارند، و نه شناساىكردگارند- به صورت انسان، و درون پستتر از جانوران. نهجالبلاغه، خطبه ١٦٦
[٢] - نكته اين كه، پس از قرآن كريم، يكى از معتبرترين منابع براى شناخت اوضاع اجتماعى، سياسى، فرهنگى، اخلاقى و نيزاعتقادى مردم زمانه بعثت و روزگار جاهليت پيش اسلام( جاهِليّةِ الْاولى- جاهليّت پيشين)، سخنان ائمه طاهرين بهويژه اميرمومنان على( ع) است كه گذشته از اعتبار دينى، از نظر تاريخى نيز بسى ارزشمند است