اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ١٩٦ - پردهداران
انسانى است. روح انسان- حقيقتش هر چه باشد- مبدأ اراده و سامان دهى قواى ادراكى و تحريكى آدمى است، و اين قوا شعبهها و ابزارهاى آن مبدأ ارادهاند. از اين رو، شخصيت يگانهاى كه همه كارها و عضوها به آن نسبت داده مىشود هموست. اگر مراكز مغز و اعصاب را مبدأ ادراكات بدانيم- نه مظهرهاى آن- باز هم منشأ اراده برترى، بايد باشد چنانكه هست، تا به خواست او هر يك از اين مبادى به كار افتد. با ادراكات و اعمال گوناگون است كه شخصيت آن كه در آغاز تنزل در بدن، يا درآمدن به صورت بدن، بسيط و غير مستقل بوده، به تدريج تشخص و استقلال مىيابد و تشخص و استقلال آن كاملتر مىشود و در حقيقت عروج مىكند. و از آنجا كه انسان نمونه كامل و فشردهاى از عالم هستى است و آنچه دارد و با خود آورده از نهان و آشكارِ همين عالم، بدو افاضه شده است؛ اين عالم متشخص و واحد نيز بايد از آنچه كه انسان، اين مولود كوچك، با خود دارد سرشار باشد؛ يعنى همان اراده و قدرتى كه در بدن و قواى آن آشكار شده و آن را اداره مىكند به صورت بالاتر و گستردهتر نيروى متحرك و محرك (روح) جهان بزرگ است كه آن را با نظم يگانهاى سامان مىدهد و به سوى خير و كمال مطلق پيش مىبرد و قوا و شاخههاى آن يعنى «فرشتگان» در نهان و جوانب مختلف جهان پراكندهاند. اين روح اعظم، به تعبير روايات، در عالم طبيعت و دنيا به صورت آن تنزل مىيابد و خود و عالم را به سوى كمال و تعالى فرا مىبرد و در نهايت به صورت بارز و حقيقى با فرشتگانى كه مانند قوا و شاخههاى نور خورشيدند قيام مىكند: «يوم يقوم الروح و الملائكة» و پس از تكميل عالم، خود و قواى پراكنده آن، همه به جمع و صَفِ فرشتگان مىگرايند و به سوى «مبدأالمبادى» و «رَبُّ العالمين» باز مىگردند: و انّ الى رَبِّكَ الْمُنتَهى.[١]
مرحوم صدر المتالّهين، در تقسيم موجودات ملكوتى گويد: «قسم ديگر از موجودات، «اهل جبروتند». خداوند آنها را آفريد تا واسطه جود و رحمت (فيض) و حجاب جلال و عظمت او باشند. اينها مبادى حَلَقاتِ زنجيره موجودات و مقصود آنان و حلقه پايانى شوق نفوس و نهايت حركت تكاملى آنها هستند. بزرگ و پيشوا و سرپرستشان، همان «روح اعْظم» است كه در سخن خود: «يوم يقوم الروح و الملائكة» بدان اشاره كرده است.
[١] - نجم، آيه ٤٢