اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ١٩٤ - پردهداران
را كنار زند اشراقات وجه او هرچه را بدو بنگرد خواهد سوخت.
مرحوم فيض گويد: اين بيان به اعتبار كثرت آن است و در روايتى آمده است كه: «اين حجابها از نور و ظلمتند» و آن اشاره به جهات مختلف آن به علاوه اجسام و جسمانياتى است كه از آن و به خاطر آن آفريده شدهاند.[١] اين حجابها، عظمت و بزرگى خلق را كه كسى را ياراى اندازهگيرى آنها نيست در پوشيده است؛ نه خداى متعال را؛ چرا كه خداوند موصوف به مكان نيست تا در حجاب باشد. جمال حضرت الهى در نهايت اشراق و تابش است و سراسر هستى را تحت پوشش ظهور خود گرفته به طورى كه ذرّهاى در ملكوت آسمانها و زمين از تحت ظهور وى بيرون نيست. از همين روست، كه ظهور او موجب خفا و پوشيدگى حضرتش گرديده است. منزّه است خدايى كه به تابش نور خود محجوب است و به موجب شدت ظهور از ديده بصيرت و چشم سَرْ مستور. حجاب روى تو هم روى توست در همه حال/ نهانى از همه عالم ز بس كه پيدايى. و اين آفريدهها هستند كه خود حجابند همچنان كه امام كاظم (ع) فرمود:
لَيْسَ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ خَلْقِهِ حِجابٌ غَيْرُ خَلْقِهِ، احْتَجَبَ بِغَيرِ حِجابٍ مَحْجوُبٍ وَ اسْتَتَرَ بِغَيْرِ سَتْرٍ مَسْتوُرٍ.[٢] ميان او و آفريدگانش جز خودِ آفريدگان حجابى نيست. بىپرده ستبرى در نهانى ژرف نهفته است و بىپوشش كلانى خود را در پرده داشته است.
|
از فريب نقش نتوان صورت نقّاش ديد |
ورنه در اين سقف زَنگارى يكى در كار هست |
|
على (ع) فرمود:
فَما قَطَعَكم عَنْهُ حِجابٌ وَلا اغْلِقَ عَنْكُمْ دوُنَهُ بابٌ وَ انَّهُ لَبِكُلِّ مَكانٍ وَ فِى كُلِّ حِينٍ وَ اوَانٍ وَ مَعَ كُلِّ انْسٍ وَ جانٍّ.[٣] نه پردهاى ميان شما و او آويخته و نه درى به رويتان بسته و نه رشته پيوندتان گسسته. او در هر جا هست و در هر زمان و با آدميان است و با پريان.
و امّا ملائكه حجب، فرشتگانى هستند كه دربارگاهِ قدس الهى و درون حجابها و سراپردههاى مجد و عظمت، در بالاترين صفحه ملكوت، خدا را مىستايند:
[١] - ترجمه علم اليقين فى اصول الدين، ص ٢٢١
[٢] - توحيد، ص ١٧٩
[٣] - نهجالبلاغه، خطبه ١٩٥