اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ١٨٦ - اسرافيل
مىبرد، دو، شعله را مىافروزد و بر اشتعال آن مىافزايد. دميدنِ اسرافيل چنين است. در پايانِ جهان، شعله زندگى را خاموش مىكند و مردم را مىميراند و در روز رستاخيز حيات مىبخشد و آن را فروزان مىسازد. و اين نكتهاى است كه خداى تعالى بدان اشارت كرده است: وَنُفِخَ فِي الصُّورِ فَصَعِقَ مَن فِي السَّموَاتِ وَمَن فِي الْأَرْضِ إِلَّا مَن شَاءَ اللَّهُ ثُمَّ نُفِخَ فِيهِ أُخْرَى فَإِذَا هُمْ قِيَامٌ يَنظُرُونَ.[١]
بر اين اساس، اسرافيل نخست در صور مىدمد و با دَمِشَشْ آن صورتها (پيكرها) ى افروخته را- چه آسمانى و چه زمينى- خاموش مىكند. بار دوم در صور مىدَمَد و با دَمِش خود، آن صورتهاى خاموش، و اما مستعد و آماده افروختن را بر مىافروزد. و آن گاه است كه بر مىخيزند و در انتظار فرمان خداوند مىمانند و اين صورتها زنده جانانِ گويااند كه خداوند آنان را به سخن آورده است. گروهى سخنشان: الْحَمْدُ للَّهِ. سپاس و ستايش خداى راست. و گروهى ديگر، سخنشان سخن كسانى است كه گويند: يا وَيْلَنا مَن بعثَنا مِنْ مَرْقَدِنا. واى بر ما، چه كسى ما را از خوابگاهامان برانگيخت. و گروه سوم سخنشان: الْحَمْدُللَّهِ الَّذِى احْيانا بَعْدَ ما اماتَنا وَ الَيهِ النّشورُ. سپاس و ستايش خداى را كه ما را پس از آن كه ميراند زنده كرد و رستاخيز به سوى اوست.
حاصل سخن اين كه، در آن روز هر گروهى بر وفق آگاهى و حال و روز خود سخن گويد و روزگار برزخ را از ياد بَرَدْ بدين خيال كه خوابى بيش نبوده و اكنون از خواب برخاسته است. همچنان كه هنگام مرگ و ورود به برزخ پنداشت كه از خواب برخاسته است و زندگى دنيا [با همه كامرانىها و برخوردارىها و ناكامىها و محروميتهايش] خوابى بيش نبوده است: «النَّاسُ نيامٌ فَاذا ماتُوا انْتَبَهُوا. مردم خوابند، پس هرگاه كه بميرند بيدار شوند.» از اين رو، در روز رستاخيز بر اين خيال اند كه زندگىِ در دنيا و برزخ خواب در خواب بوده است.[٢] اسرافيل، در فرهنگ اسلامى و ديگر اديان توحيدى سامى، يكى از فرشتگان مقرِّب الهى است كه در روز قيامت با دميدن در شيپور خود، مردگان را زنده مىكند.
[١] - همان
[٢] - رياض السالكين، ج ٢، ص ٢٥