اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ١٥٢ - تأملاتى چند در شناخت فرشتگان
|
نيست اندر عنصرش حرص و هوا |
نور مطلق، زنده از عشق خدا |
|
|
يك گُروُهِ ديگر از دانش تهى |
همچو حيوان از علف در فَرْبِهى |
|
|
او نبيند جز كه اصطبل و علف |
از شقاوت غافلست و از شرف |
|
|
اين سوم هست آدميزاد و بشر |
نيم او زافْرِشته و، نيمىش خَر |
|
|
نيمِ خَر، خود مايلِ سُفلى بُوَد |
نيمِ ديگر، مايلِ عقلى بُوَد |
|
|
آن دو قوم، آسوده از جنگ و حِراب |
وين بَشَر با دو مخالف در عذاب[١] |
|
دو، موجوداتى زنده، عاقل، درّاك، آگاه و مطيع و فرمانبردار محض، در ذات و اراده خود هيچگونه استقلالى ندارند از همين رو، در انجام فرمان خداوند، سستى نمىورزند و بىهيچ كاستى و كوتاهى در انجام تكليف، به فرمان خدايند:
لَا يَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ.[٢] از آن چه خداوند به آنان فرمان دهد، سرنمىپيچند و آن چه فرمان يابند، به جاى مىآورند.
سه، فرشتگان همواره در حوزه كارآيى خويش چيره و غالباند، موجوداتى شكست ناپذيرند؛ چرا كه كارهاى خود را به فرمان خداوند انجام مىدهند و روشن است كه خداوند در فرمانهاى خود چيره و شكستناپذير است:
وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُعْجِزَهُ مِن شَيْءٍ فِي السَّموَاتِ وَلَا فِي الْأَرْضِ إِنَّهُ كَانَ عَلِيماً قَدِيراً.[٣] خداوند چنان نيست كه چيزى در آسمانها و زمين او را به ستوه آوَرَد، بىگمان او دانايى تواناست.
وَاللَّهُ غالِبٌ عَلى امْرِهِ.[٤] خداوند بر كار خويش چيرگى دارد.
چهار، فرشتگان با همه بىشمارى و انبوهى، كه جز خداى دانا هيچكس بر شِمار آنان آگاه نيست: «وَما يَعْلَمُ جُنُود رَبِّكَ الّا هُوَ»،[٥] و با همه گونهگونى كه دارند؛ گروهى، بىهيچ ركوعى، تنها سر بر سجده دارند و گروهى، بىهيچ قيامى، در ركوعى مداماند و گروهى،
[١] - مثنوى، دفتر چهارم، بيت ١٤٩٨- ١٥٠٤.
[٢] - تحريم، آيه ٦
[٣] - فاطر، آيه ٤٤
[٤] - يوسف، آيه ٢١
[٥] - مدثّر، آيه ٣١