راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٩٢ - روز قيامت و سختيها و نامهاى آن
و مىگويند: پروردگار ما برتر است از آن كه در ميان ما باشد ليكن پس از اين (امر او) خواهد آمد. در اين هنگام فرشتگان صف بسته گرداگرد خلايق مىايستند و به سبب شدّت آن روز نشانههاى ذلّت و خشوع و آثار ترس و بيم در همه آنها نمايان است و در اين جا قول حق تعالى تحقّق مىيابد كه فرموده است: فَلَنَسْئَلَنَّ الَّذِينَ أُرْسِلَ إِلَيْهِمْ وَ لَنَسْئَلَنَّ الْمُرْسَلِينَ، فَلَنَقُصَّنَّ عَلَيْهِمْ بِعِلْمٍ وَ ما كُنَّا غائِبِينَ«١» فَوَ رَبِّكَ لَنَسْئَلَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ، عَمَّا كانُوا يَعْمَلُونَ«٢». در اين موقع خداوند پرسش را از پيامبران آغاز مىكند چنان كه فرموده است: يَوْمَ يَجْمَعُ الله الرُّسُلَ فَيَقُولُ ما ذا أُجِبْتُمْ قالُوا لا عِلْمَ لَنا«٣» ، اى واى از سختى روزى كه عقول پيامبران در آن حيران مىماند و از شدّت هيبت علومشان زايل مىگردد براى آن كه به آنها گفته مىشود: چه پاسخى به شما دادند؟ زيرا شما به سوى خلايق فرستاده شديد، و پيامبران اين را مىدانند ليكن خردهاشان دستخوش حيرت و دهشت مىشود و نمىدانند چه پاسخى بدهند، و از شدّت ترس مىگويند: لا عِلْمَ لَنا إِنَّكَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ«٤». و در اين وقت نيز راست مىگويند چه عقل از سر آنها بدر رفته و علوم از آنها زدوده شده تا آنگاه كه خداوند دوباره به آنها نيرو بخشد، در آن هنگام نوح عليه السّلام را فرا مىخوانند و به او گفته مىشود: آيا رسالت خود را ابلاغ كردى؟ مىگويد: آرى، به امّتش گفته مىشود: آيا به شما ابلاغ كرد؟ مىگويند: هيچ بيم دهندهاى براى ما نيامد، سپس عيسى عليه السّلام را مىآورند، خداوند به او مىفرمايد: أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَ أُمِّي إِلهَيْنِ من دُونِ الله«٥»، او از هيبت اين سؤال سالها در جواب فرو مىماند.
چقدر بزرگ و پر اهميّت است روزى كه در آن پيامبران با اين گونه پرسشها سياست مىشوند.
آنگاه فرشتگان مىآيند و يكايك افراد را با گفتن فلان فرزند فلان صدا مىكنند كه بشتاب به سوى موقف عرض، در اين هنگام دلها به تپش در مىآيد، و اعضا مضطرب مىشود، و خردها مبهوت مىگردد، و دستههايى آرزو مىكنند كه به سوى دوزخ برده شوند
«١» اعراف / ٦ و ٧: به طور قطع از كسانى كه پيامبران را به سوى آنها فرستاديم سوال خواهيم كرد، و از پيامبران (نيز) سوال مى كنيم ، و مسلما از روى علم براى آنان شرح خواهيم داد، و ما غايب نبوديم .
«٢» حجر / ٤٣ و ٤٩: به پروردگارت سوگند از همه آنها سوال خواهيم كرد، از آنچه عمل مى كردند.
«٣» مائده / ١٠٩: از آن روز بترسيد كه خداوند پيامبران را جمع مى كند و به مى گويد: مردم در برابر دعوت شما چه پاسخى دادن ؟ مى گويند: ما چيزى نمى دانيم .
«٤» مائده / ١٠٩: (مى گويند) ما چيزى نمى دانى و توبه همه نهانيها آگاهى .
«٥» مائده / ١١٦: ايا تو به مردم گفتى كه من و مادرم را دو معبود غير از خدا انتخاب كنيد؟