راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٦٥ - امّا سبب اوّل- و آن عبارت است از محبّت انسان به ذات
شك اگر از بينش برخوردار، و از انديشه شكم و فرج و شهوتهاى نفس فارغ، و از دشمنى اقران و دوستى برادران آسوده باشى شگفتى تو در اين باره به منتهاى حدّ آن خواهد رسيد.
سپس از همه اينها چشم بپوشان و به خانهاى كه از موم بنا مىكند بنگر كه از ميان همه اشكال، شش گوشه را بر مىگزيند و آن را گرد يا چار گوشه و يا پنج گوشه نمىسازد بلكه آن را شش گوشه بنا مىكند، چه اين شكل داراى امتيازاتى است كه فهم مهندسان از درك آن قاصر است و آن امتياز اين است كه وسيعترين و جادارترين شكلها دايره است و آنچه به آن نزديك مىباشد، و در مربّع زاويههاى آن بدون استفاده مىماند، چه شكل زنبور دايرهوار و مستطيل است، لذا مربّع را اختيار نكرده تا زاويههاى خانهها خالى و بى فايده بماند.
همچنين اگر خانههاى كندو را مدوّر مىساخت در خارج آنها گشادگيهايى پديد مىآمد كه سودى در آنها نبود، چه شكلهاى مدوّر را هرگاه در كنار هم قرار دهند از همه طرف پيوسته و به هم متّصل نمىشوند، و در شكلهاى زاويهدار بجز شش گوشه شكلى يافت نمىشود كه از حيث گنجايش به دايره نزديك باشد و سپس هنگامى كه همه آنها را در كنار هم قرار دهند در كل آن فرجه و گشادگى بدون استفادهاى باقى نماند، و اين همان خصوصيّتى است كه در اين شكل وجود دارد. اكنون بنگر كه چگونه خداوند متعال زنبور عسل را براى لطف به او و عنايت به وجود آن با همه خردى جثّه و ريزى قامت به چيزى كه نياز دارد ملهم فرموده است تا از زندگى گوارايى برخوردار باشد. آرى منزّه است خداوندى كه كار او بزرگ و لطف و منّت او بر آفريدگانش گسترده است.
اينك از همين توضيح اندكى كه درباره جانوران كوچك داده شده عبرت گير و شگفتيهاى ملكوت زمين و آسمانها را فرو گذار، چه در همان مقدارى كه فهم قاصر ما مىتواند بدان رسد عمرها سپرى مىشود بى آن كه بتوان آنها را روشن و آشكار ساخت، در حالى كه ميان آنچه دانش ما بدان مىرسد و دانش عالمان و پيامبران تناسبى وجود ندارد، همچنان كه دانش همه خلايق در برابر علومى كه خداوند آنها را به خود اختصاص داده قابل مقايسه نيست، بلكه همه آنچه را خلايق دانستهاند در برابر علم حق تعالى شايستگى ندارد كه به آنها علم گفته شود.
بارى با نظر و توجّه به اين امور و نظاير آنها معرفتى كه انسان از طريق آسانترين اين دو راه به دست آورده فزونى مىيابد و با افزايش معرفت محبّت زياد مىشود، و اگر خواهان سعادت لقاى پروردگارى دنيا را پشت سر بينداز و عمر را در فكر دايم و ذكر لازم مستغرق كن، شايد به اندكى از اين سعادت بهرهمند شوى، ليكن با اين اندك به ملكى عظيم كه پايانى