راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٨٥ - عرق اهل محشر
عرق اهل محشر
سپس در ازدحام خلايق و اجتماع آنها در محشر بينديش كه در اين موقف اهل آسمانهاى هفتگانه و زمينهاى هفتگانه و همه فرشتگان و جنّ و انس و شياطين و وحوش و درّندگان و پرندگان حضور دارند و خورشيد بر آنها مىتابد در حالى كه گرمى آن چند برابر شده«١» و آسانى آن بدل به دشوارى گرديده و به اندازه دو كمان به سر جهانيان نزديك شده و بر روى زمين سايهاى جز سايه عرش خداوند باقى نمانده و ممكن نيست كسى جز مقرّبان در سايه عرش او قرار گيرد. از اين رو دستهاى در سايه عرش الهى جاى دارند، و گروهى در معرض آفتاب سوزانند كه گرمى آن آنها را گداخته و بر اثر شدّت تابش آن غم و اندوه آنها فزونى يافته است. خلايق به سبب ازدحام جمعيّت و آمد و شد اهل محشر يكديگر را دفع و از خود دور مىكنند و اين اضافه بر شدّت شرمسارى آنها از افتضاح و رسوايى به هنگام عرض اعمالشان بر خداوند جبّار است. لذا شدّت تابش خورشيد و حرارت آن و گرمى نفسها و سوزش دلها با آتش شرم و ترس دست به هم مىدهد و عرق را از بيخ هر موى انسان جارى و بر روى زمين محشر سرازير مىكند. سپس به اندازه منزلتى كه هر انسان در پيشگاه خدا دارد عرق از حدود اندام آنها بالا مىرود، بعضى را تا حدّ زانوى آنها مىرسد، و برخى را تا كمر، و دستهاى را تا نرمه گوش فرا مىگيرد و گروهى نزديك است كه در آن غرق شوند. ابن عمر گفته: پيامبر صلّى الله عليه و آله فرموده است: «روزى كه مردم براى پروردگار جهانيان به پا مىخيزند كسانى از آنان تا نيمه گوش در عرق خود فرو مىروند.»«٢»
ابو هريره گفته است: پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله فرمود: «روز قيامت مردم به حدّى عرق مىكنند كه عرق آنها هفتاد گز بر روى زمين جارى مىشود و زبان آنها را لگام مىكند و به گوشهايشان مىرسد»، و اين حديث را بخارى و مسلم در صحيح خودشان روايت كردهاند«٣». در حديث ديگرى آمده است: «مردم چهل سال ايستاده و چشم به آسمان مىدوزند و از شدّت اندوه
«١» اين گفتار با قول خداوند متعال كه فرموده است : اذا الشمس كورت ، و نيز: و خسف القمر و جمع الشمس و القمر، و نيز گفتار سابق غزالى كه گفته است : ماه و خورشيد محو و زمين به سبب خاموشى چراغ آن تاريك مى شود تا آخر انت سازگار نيست آرى رواياتى نقل شده كه گرماى روز قيامت شديد است ، ليكن احكام قيامت و شرايط آن غيراز شرايط دنياست و گرماى قيامت و روشنايى آن را با روشنايى دنيا و گرماى آن نمى توان مقايسه كرد و كسى كه آنها را با يكديگر مقايسه كند نشانه نقصان فهم و عدم تدبر او در آيات الهى است .
«٢» صحيح بخارى ، ج ٨، ص ١٣٨؛ صحيح مسلم ، ج ٨، ص ١٥٧ مسند احمد، ج ٢، ص ١٠٧.
«٣» صحيح بخارى ، ج ٨، ص ١٣٨، صحيح مسلم ، ج ٨، ص ١٥٨ و در آن زياده اى است .