راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٩٦ - روز قيامت و سختيها و نامهاى آن
پيامبرت را به جانشينى خود تعيين كردم: سپس حسن بن على عليه السّلام فرا خوانده مىشود و از او همان چيزهايى را كه از علىّ بن ابى طالب عليه السّلام پرسش شد مىپرسند، پس از آن هر يك از امامان و مردم زمان آنها فرا خوانده مىشوند و ائمّه عليه السّلام دلايل خود را اقامه مىكنند و خداوند عذر آنها را مىپذيرد و دليل آنها را صحيح مىشمارد، سپس خداوند مىفرمايد: اليوم يَنْفَعُ الصَّادِقِينَ صِدْقُهُمْ«١»». راوى مىگويد: پس از اين گفتار ابى جعفر امام باقر عليه السّلام قطع شد«٢».
غزّالى مىگويد: هنگامى كه خلايق سياستى را كه نسبت به پيامبران اعمال مىشود مشاهده كنند ترس گنهكاران شدّت مىيابد به طورى كه پدر از فرزند و برادر از برادر و شوى از همسرش مىگريزد و هر كس روشن شدن وضع خود را انتظار مىكشد سپس يكايك افراد را مىآورند و خداوند از اندك و بسيار و نهان و آشكار اعمال آنها و نيز از همه اعضا و جوارحشان پرسش مىكند.
بنابراين اى بيچاره خودت را در نظر آور در حالى كه فرشتگان بازوهايت را گرفتهاند تو را در پيشگاه خداوند متعال حاضر مىكنند و خداوند شفاهى تو را مورد سؤال قرار مىدهد، و مىفرمايد: آيا تو را در جوانى متنعّم نساختم، جوانى را در چه چيزى به پيرى رساندى، آيا در عمر به تو مهلت ندادم آن را در چه چيزى بسر آوردى؟ آيا مال روزى تو نكردم آن را از كجا به دست آوردى و در چه راهى خرج كردى؟ آيا تو را به داشتن علم گرامى نداشتم از آنچه دانستى چه مقدار به كار بستى؟. لذا حيا و شرمندگى خود را چگونه خواهى ديد در اين هنگام كه خداوند نعمتهاى خود و گناهان تو و نيكيهاى خود و بديهاى تو را بر مىشمارد و اگر بخواهى انكار كنى اعضايت عليه تو شهادت خواهند داد. انس گفته است: روزى در خدمت پيامبر خدا بوديم، آن حضرت خنديد و سپس فرمود: آيا مىدانيد براى چه مىخندم؟ عرض كرديم خدا و پيامبرش داناترند، فرمود: از خطاب بنده به پروردگار خود خنديدم، بنده مىگويد: اى پروردگار آيا جز اين است كه به من اجازه ستم كردن ندادى؟
خداوند مىفرمايد: آرى، بنده مىگويد: من ستم را بر خودم روا نمىشمارم جز آنگاه كه از خودم گواهى وجود داشته باشد، خداوند مىفرمايد: كَفى بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيباً«٣» و كرام الكاتبين نيز بر تو گواهى مىدهند، در اين موقع دهنش مهر و به اعضايش گفته مىشود:
«١» امروز راستى راستگويان به آنها سود مى بخشد.
«٢» تفسر على بن ابراهيم قمى ، ص ١٧٨ تا ١٨٠.
«٣» اسراء / ١٤: كافى است كه امروز خود حسابگر خويش باشى .