راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٤ - شواهدى از شرع در محبّت بنده نسبت به خداوند
مىدارم، فرمود: «خود را براى فقر آماده كن»، گفت: من خدا را دوست مىدارم، فرمود:
«آماده بلا باش»«١».
از عمر نقل شده است كه پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله مصعب بن عمير را ديد كه از روبرو مىآمد و پوست گوسفندى را بر روى خود انداخته و وسط آنرا به كمرش بسته بود. پيامبر صلّى الله عليه و آله فرمود:
«بنگريد به اين مردى كه خداوند دلش را نورانى كرده است، من او را در ميان پدر و مادرش ديدم كه پاكيزهترين خوردنيها و آشاميدنيها را به او مىخورانيدند، و محبّت خدا و پيامبرش او را به چنين وضعى كه مىبينيد در آورده است»«٢» در خبر مشهورى است كه
ابراهيم عليه السّلام به فرشته مرگ هنگامى كه براى قبض روح او آمده بود گفت: هيچ دوستى را ديدهاى كه دوستش را بميراند؟ خداوند به او وحى فرمود: «هيچ دوستى را ديدهاى كه ديدن دوستش را خوش نداشته باشد؟» ابراهيم عليه السّلام گفت: «اى فرشته مرگ هم اكنون جانم را بگير»«٣» اين مقام تنها براى بندهاى ميسّر است كه خداوند را با تمام وجود خود دوست بدارد، چه هنگامى كه دانست مرگ وسيله ديدار است دلش بدان مايل مىشود و محبوب ديگرى جز خدا نخواهد داشت كه، به او توجّه كند. پيامبر خدا در دعايش عرض مىكند «بار خدايا! دوستى خود و دوستى كسى كه تو را دوست مىدارد و دوستى چيزى كه مرا به دوستى تو نزديك گرداند، روزىام فرما، و دوستى خود را در نزد من محبوبتر از آب خنك قرار ده»«٤».
اعرابيى به خدمت پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله رسيد و عرض كرد: اى پيامبر خدا! قيامت كى خواهد بود؟ فرمود: براى آن چه آماده كردهاى؟ عرض كرد: من نماز و روزه زيادى براى آن آماده نكردهام، جز اين كه من خدا و پيامبرش را دوست مىدارم. پيامبر صلّى الله عليه و آله به او فرمود: «انسان با كسى خواهد بود كه او را دوست مىدارد». انس گفته است: من مسلمانان را نديدم كه پس از سلام به چيزى به اندازه اين سخن شاد شوند«٥».
يكى از صحابه گفته است: هر كس از دوستى ناب خداوند بچشد، آن چشيدن او را از
«١» بزار و رجال آن صحيح اند، جز بكر بن سليم و اوثقه است و در آن آخر حديث نيامده است ، مجمع الزوائد ج ١٠، ص ٢٧٤.
«٢» الحيلة ابو نعيم به سند حسن ، المغنى ،
«٣» عراق گفته است : مآخذى براى آن نيافتم .
«٤» ترمذى از حديث عبدالله بن يزيد خطمى به سند حسن ، الجامع الصغير، پيش از اين نيز ذكر شده است .
«٥» صحيح مسلم ، ج ٨ ص ٤٢، طبرانى ، بزار، مجمع الزوائد، ج ١ ص ٢٨٠.