راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٢٦ - مرابطه ششم در نكوهش و سرزنش نفس است
خود را با درد مخالفت با اين شهوت در طول سيصد يا سه هزار روز گرفتار سازد، و همه عمر تو در مقايسه با ابديّتى كه مدّت نعيم بهشتيان و عذاب دوزخيان است كمتر از سه روز نسبت به همه ايام عمر تو است هر چند عمر تو طولانى شود. اى كاش مىدانستم كه درد صبر در برابر شهوات شديدتر و مدت آن طولانىتر است يا درد سوزش آتش در دركات دوزخ! پس آن كه طاقت صبر بر زحمت مجاهده را ندارد چگونه ياراى تحمّل درد عذاب خدا را خواهد داشت. من براى سستى تو در انديشيدن درباره خويش علّتى سراغ ندارم جز كفر خفى يا حمق جلى.
امّا كفر خفى ناشى از ضعف ايمان تو به روز جزا و نا آگاهى تو به عظمت اندازه ثواب و عقاب الهى است. و حمق جلى تو به سبب اعتماد تو به كرم خداوند متعال و عفو اوست بى آن كه به مكر و استدراج و بى نيازى او از عبادتت توجّه داشته باشى با آن كه تو در لقمهاى از نان و حبّهاى از مال و كلمهاى كه از مردم مىشنوى به او اعتماد نمىكنى بلكه در همه اين موارد براى رسيدن به مقصود خود به انواع حيلهها متوسّل مىشوى، و به سبب همين نادانى است كه به حكم آنچه پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله گفته است استحقاق لقب احمق را دارى چه فرموده است: «زيرك كسى است كه نفس خود را خوار و براى پس از مرگش كار كند، و احمق آن است كه از هواى نفس خود پيروى كند و از خدا آرزوها داشته باشد.»«١»
اى نفس واى بر تو نشايد زندگى دنيا تو را بفريبد و نبايد شيطان تو را به خدا مغرور كند.
پس درباره خود نسبت به آنچه بدان مأمورى بينديش و اوقات خود را ضايع مكن، چه نفسها معيّن و معدودند هنگامى كه نفسى مىگذرد پارهاى از وجود تو از ميان رفته است.
بنابراين تندرستى را پيش از بيمارى، فراغت را پيش از گرفتارى، دارايى را پيش از نادارى، جوانى را پيش از پيرى و زندگى را پيش از مرگ مغتنم بشمار و به اندازهاى كه در آن مىمانى خود را آماده آن كن. مگر نه اين است كه براى زمستان خود به اندازه طول مدّت آن آماده مىسازى و خوراكى و پوشاكى و هيزم و نمد و جبّه فراهم مىكنى و در اين مورد به فضل و كرم خداوند تكيه نمىكنى تا بدون جبّه و نمد و هيزم سرما را از تو دور كند، چه او بدين كار قدرت دارد. آيا مىپندارى كه سرماى زمهرير جهنّم سبكتر و مدّتش كوتاهتر از سرماى زمستان است، يا گمان مىكنى بنده مىتواند بى سعى و مجاهدت از آن برهد هيهات چه همان گونه كه سرماى زمستان جز به جبّه و آتش و ديگر اسباب دفع نمىشود گرمى و
«١» سنن ابن ما چه و پيش از اين مكرر ذكر شده است .