راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٣٧ - باب ششم پيرامون گفتار عارفان بر جنازهها و گورها و حكم زيارت قبور
نمىآيد كه ناگزير روزى جنازه آنها را حمل خواهند كرد، و اگر اين را گمان كنند آن را در زمانى نزديك پيشبينى نمىكنند، و نمىانديشند كه آنهايى كه در تابوتها حمل مىكنند همه همين گمان را داشتهاند ليكن پندارشان باطل شد و روزگارشان بزودى پايان يافت. بنابراين آدمى هرگاه به جنازهاى بنگرد كه به گورستان حمل مىكنند بايد خود را از قبيل او بشمرد و بداند بزودى او را نيز بدان سمت حمل خواهند كرد و انگارد كه اكنون حمل مىكنند و شايد اين حادثه در فردا يا پس فردا اتّفاق افتد. از يكى از بزرگان نقل شده كه چون جنازهاى را مىديد مىگفت: برو كه من به دنبال تو هستم.
سپس غزّالى به نقل سخنان دستهاى كه آنها را در هنگام حضور بر جنازهها گفتهاند و همه از اين قبيل است كه ذكر شد. پس از آن گفته است آنان بدين گونه از مرگ بيمناك بودند، و امروز به جماعتى كه بر جنازهها حاضر مىشوند مىنگريم كه اكثر آنها مىخندند و خود را سرگرم مىكنند و جز درباره ميراث ميّت و آن چه براى وارثانش به جا گذاشته سخن نمىگويند، و همگنان و خويشاوندانش جز در اين نمىانديشند كه به چه ترفند برخى از آنچه را به جا گذاشته به دست آورند، و هيچ كدام از آنها- جز آن كه خدا بخواهد- درباره جنازه خود و زمانى كه او را به گورستان حمل كنند نمىانديشد، و اين غفلت جز قساوت دل ناشى از كثرت گناهان سبب ديگرى ندارد تا آن حدّ كه خدا و روز قيامت و مراحل هولناكى را كه در پيش داريم فراموش كردهايم، و به همين سبب اوقات خود را به بازى و غفلت مىگذرانيم و به آنچه براى ما مهمّ نيست مشغول مىشويم از خداوند مىخواهيم كه ما را از اين خواب غفلت بيدار كند چه بهترين حالات حاضران بر گرد جنازهها آن است كه بر مرده بگريند ليكن اگر عقل داشته باشند بايد به خودشان بگريند نه بر ميّت چه براستى گريه بر خودشان سزاوارتر از گريه بر ميّت است.
از جمله آداب حضور بر جنازه چنان كه در بخش فقه ذكر كردهايم تفكّر و هشيارى و آمادگى و گام برداشتن به طور متواضعانه است و ديگر خوش گمانى به ميّت است هر چند فاسق باشد و ديگر بد گمانى به نفس خويش است اگر چه داراى صلاح ظاهر باشد، چه عاقبت زندگى خطرناك است و چگونگى آن بر كسى روشن نيست. از اين رو عمر بن ذرّ روايت كرده است كه يكى از همسايگانش كه بر نفس خويش مسرف بود مرد و بسيارى از مردم از حضور بر جنازه او خوددارى كردند، ليكن او حاضر شد و بر او نماز گزارد، و هنگامى كه او را به خاك سپردند وى بر گور او ايستاد و گفت: اى ابا فلان خدا تو را بيامرزد هر آينه عمرت را با توحيد خداوند گذرانيدى و با سجده براى او رويت را با بر خاك ماليدى