راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٥٦ - باب دوم در اخلاص و فضيلت و حقيقت و درجات آن
شود: فلانى جواد و بخشنده است، آگاه باش كه آن را گفتهاند. ديگر مردى است كه در راه خدا كشته شده است خداوند به او مىگويد: چه كردهاى؟ مىگويد: به جهاد امر كردى و من در راه تو پيكار كردم تا كشته شدم، خداوند مىفرمايد: دروغ گفتى، و فرشتگان نيز مىگويند:
دروغ گفتى بلكه خواستى بگويند، فلانى شجاع است، آگاه باش كه آن را گفتهاند»«١».
در اسرائيليّات است كه عابدى روزگارى دراز خدا را عبادت مىكرد. گروهى نزد او آمدند و گفتند: در اين جا دستهاى هستند كه از عبادت خدا روى گردانيده درختى را پرستش مىكنند. عابد به خشم آمد و تبرش را بر دوش نهاد و عزم كرد درخت را قطع كند. در اين حال شيطان به صورت پيرمردى به ديدار او آمد و گفت: خدا تو را رحمت كند قصد كجا دارى؟ پاسخ داد مىخواهم اين درخت را ببرّم، گفت: تو را با آن چه كار؟ عبادت و اشتغال به اصلاح نفس خويش را رها كردهاى و خود را براى كار ديگرى آماده ساختهاى. پاسخ داد:
اين جزئى از عبادت من است. شيطان گفت: من نمىگذارم تو آن را ببرى. عابد با وى به نبرد پرداخت و شيطان را گرفت و بر زمين زد و بر روى سينهاش نشست. شيطان به او گفت: مرا رها كن تا سخنى با تو بگويم. عابد برخاست، شيطان به او گفت: اى مرد! خداوند اين كار را از تو ساقط كرده و بر تو واجب نفرموده و تو آن درخت را نمىپرستى و از غير تو بر تو چيزى نيست، خداوند را در روى زمين پيامبرانى است، اگر بخواهد آنان را به سوى آن مردم مبعوث و به قطع آن درخت مأمور مىكند. عابد گفت: من ناگزيرم آن را قطع كنم و او را به نبرد فرا خواند، سرانجام عابد بر شيطان غلبه يافت و او را بر زمين افكند و بر سينهاش نشست. شيطان درمانده شد و به او گفت: آيا به چيزى ميل دارى كه ميان من و تو فيصله دهد و براى تو بهتر و سودمندتر باشد؟ عابد گفت: آن چيست؟ پاسخ داد: مرا رها كن تا به تو بگويم، او را رها كرد. شيطان به او گفت: تو مردى بينوايى و چيزى ندارى و سربار مردم هستى و از دسترنج آنها اعاشه مىكنى، شايد دوست مىدارى به برادرانت احسان و با همسايگانت مواسات كنى و سير باشى و از مردم بى نياز شوى؟ پاسخ داد: آرى، شيطان گفت: از اين كار بازگرد، من تعهّد مىكنم هر شب دو دينار در بالاى سرت بگذارم كه چون بامداد شود آنها را بردارى و به مصرف خود و عايلهات برسانى و به برادرانت صدقه دهى.
اين كار براى خودت و مسلمانان از بريدن آن درخت سودمندتر است، چه در صورت قطع درخت ديگرى در جاى آن غرس مىكنند، و اين عمل تو زيانى به آنها نمىرساند و براى
«١» سنن ترمذى ، ج ٨، ص ٣٢٩ و پيش از اين ذكر شده است .