راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٨ - امّا سبب اوّل- و آن عبارت است از محبّت انسان به ذات
شرع آمده است و همه آنها انسان را به خدا نزديك مىكند، و اين امر به معناى قرب مكانى نيست، بلكه تقرّب به صفات است، امّا آنچه روا نيست كه در كتابها نوشته شود و از مناسبتى كه تنها آدمى بدان اختصاص دارد سخن به ميان آيد، همان است كه خداوند بدان اشاره كرده و فرموده است: وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ من أَمْرِ رَبِّي«١»، زيرا بيان كرده كه آن امرى خدايى و بيرون از حدّ عقول بشرى است. و نيز در آن جا كه فرموده است: إِنِّي جاعِلٌ في الْأَرْضِ خَلِيفَةً«٢»، اشاره به همين است، چه آدم جز به همين مناسبت استحقاق خلافت خداوند را نداشت و سخن پيامبر صلّى الله عليه و آله كه فرموده است: «خداوند آدم را بصورت خود آفريد»«٣» نيز كنايه از همين است. ليكن قاصران پنداشتند مراد از صورت همين صورت ظاهر است كه با حواس ادراك مىشود، از اين رو به تشبيه دچار شدند و براى او جسم و صورت قايل گرديدند، تعالى الله ربّ العالمين عمّا يقول الجاهلون علوّا كبيرا«٤». و نيز قول خداوند به يكى از پيامبران و در يكى از نسخههاست به موسى عليه السّلام به همين مطلب اشاره دارد كه به او فرمود: «بيمار شدم از حالم نپرسيدى» عرض كرد: پروردگارا آن چگونه ممكن است؟ فرمود: «فلانى بيمار شد و عيادتش نكردى، اگر او را عيادت كرده بودى، مرا نزد او مىيافتى»«٥». اين مناسبت زمانى نمايان مىشود كه با مراقبت در اجراى احكام واجبات در اداى نوافل نيز مواظبت شود، خداوند فرموده است: «بنده پيوسته با اداى نوافل به من تقرّب مىجويد تا آنگاه كه او را دوست بدارم و هنگامى كه او را دوست بدارم، من گوش او خواهم بود كه وى بدان مىشنود، و چشم او خواهم بود كه بدان مىنگرد، و زبان او خواهم بود كه بدان سخن مىگويد»«٦».
در اين جا بايد عنان قلم در كشيد، چه در آن مردم دچار چند دستگى شدهاند. قاصران ظاهر را در نظر گرفته به تشبيه گراييدهاند، غاليان زياده روى كرده، از حدّ مناسبت درگذشته قايل به اتّحاد و حلول شدهاند تا آن حدّ كه يكى از آنان نداى أنا الحقّ سرداد. نصارا درباره عيسى عليه السّلام گمراه شده گفتند: او خداست و بعضى از آنها مدّعى شدند كه ناسوت به لباس
«١» اسراء / ٨٥: از تو در باره روح مى پرسند، بگو روح از فرمان پروردگار من است .
«٢» بقره / ٣٠: من در روى زمين جانشين و حاكمى قرار خواهم داد.
«٣» پيش از اين بارها ذكر شده است .
«٤» پروردگار جهانيان بسيار برتر است از آنچه نادانها مى گويند.
«٥» پيش از اين ذكر شده است .
«٦» صحيح بخارى و نيز در كافى كلينى ، ج ٢، ص ٣٥٢، پيش از اين ذكر شده است .