راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٢٧ - باب چهارم در وفات پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله
آن كه درباره او شكّ كنى چه در شك در علىّ كفر به خداست.
سپس اصحاب آن حضرت براى عيادت بر او وارد شدند و چون اجتماع حاصل شد ابو بكر به پا خاست و عرض كرد: اى پيامبر خدا! اجل كى فرا مىرسد؟ فرمود: فرا رسيده، عرض كرد: باز گشت تو به كجاست؟ فرمود: به سدرة المنتهى، به جنّة المأوى، به رفيق اعلى، به كأس اوفى و به زندگى گوارا. ابو بكر گفت: چه كسى از ما غسل تو را به عهده خواهد داشت، فرمود: مردى از خاندانم نزديكترين پس از نزديكترين. ابو بكر گفت: در چه چيزى تو را كفن كنيم؟ فرمود: در همين جامهام يا در حلّه يمانى و يا در پارچه سفيد مصرى، عرض كرد: نماز بر تو چگونه است؟ راوى مىگويد: در اين هنگام زمين به سبب گريه حاضران به خود
مىلرزيد، پيامبر صلّى الله عليه و آله به آنها فرمود: آرام باشيد خدا شما را بيامرزد، وقتى كه غسلم دادند و كفن كردند مرا در خانهام بر روى تختى كنار قبرم بگذاريد سپس ساعتى از كنار من بيرون رويد چه خداوند نخستين كسى است كه بر من نماز مىگذارد سپس فرشتگانند و سپس دسته دسته بر من وارد شويد و نماز بر من را نزديكترين كس از خاندانم آغاز كند پس از آن زنان و بعد كودكان دسته دسته بر من نماز گزارند. سپس عرض كرد: چه كسى تو را وارد قبر مىكند فرمود: نزديكترين پس از نزديكترين افراد خاندانم به اتّفاق فرشتگان كه شما آنها را نمىبينيد. اكنون از پيش من برخيزيد و به كسانى كه در پشت سر شما هستند اجازه ورود دهيد. پس از اين برخاستند.
سپس گروه ديگرى اجازه خواستند و پس از ورود سلام كردند، پيامبر صلّى الله عليه و آله سلام آنها را پاسخ داد و به آنان خوشامد گفت. پس از آن از ميان آنان عمّار بن ياسر برخاست و عرض كرد: اى پيامبر خدا! پدر و مادرم فدايت باد هرگاه دنيا را ترك كنى از ما چه كسى تو را غسل خواهد داد، فرمود: برادرم و پسر عمويم علىّ بن ابى طالب، بدانيد او قصد شستن هيچ عضوى از من نمىكند جز اين كه فرشتگان او را بر آن كمك مىكنند، عرض كرد: اى پيامبر خدا پدر و مادرم فدايت باد از ميان ما چه كسى بر تو نماز مىگزارد، فرمود: اى عمّار خدا تو را رحمت كند، سپس فرمود: برادر و پسر عمويم علىّ بن ابى طالب كجاست، امير مؤمنان با گفتن لبّيك يا رسول الله درود خدا بر تو باد به آن حضرت پاسخ داد، فرمود: اى پسر عمّ مرا بنشان و تكيهام ده، پس آن حضرت را نشانيد و بر سينه خود تكيه داد، سپس فرمود: اى پسر عمّ هنگامى كه مرگم فرا رسيد سرم را در دامان خود قرار ده و وقتى روح از تنم جدا شد آن را با دست خود بگير و بر صورت خود بكش، سپس مرا رو به قبله كن و غسل ده و در همين دو جامهام يا در پارچه سپيد مصرى يا در برد يمانى كفنم كن و درباره كفنم زياده روى مكن و