راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٧٩ - سبب قصور مردم از درك معرفت خداوند
زيرا من به ذات خود سوگند خوردهام هر بندهاى به خود تكيه كند و به افعال خود نظر داشته باشد او را به اعمالش واگذارم، چيزها را به من نسبت ده نه به عمل خود تا دچار رنج نشوى و همنشين تو از تو سودى نبرد. براى معرفت من حدّى معيّن مكن چه آن را نهايتى نيست. هر زمان عطاى بيشترى بخواهى به تو خواهم داد و براى طلب زيادتى از من اندازهاى در نظر مگير، سپس به بنى اسرائيل اعلام كن كه ميان من و هيچ كسى از خلق من نسبت و پيوندى وجود ندارد و بايد رغبت و گرايش آنها را به من زياد گردانى تا به آنها چيزى بدهم كه هيچ چشمى نديده و هيچ گوشى نشنيده و به دل هيچ بشرى خطور نكرده است. مرا در ميان دو چشم خود قرار ده و به ديده دل به من بنگر، و به چشم سر به كسانى كه خرد آنها را از خود محجوب كردهام و در نتيجه عقل آنها مهمل مانده و به قطع ثواب من از خود راضى شدهاند منگر، چه به عزّت و جلال خود سوگند ياد كردهام كه ثوابهاى خود را نسبت به بندهاى كه براى آزمون و امروز فردا كردن به طاعت من درآمده مباح نكنم.
نسبت به متعلّمان و دانش آموزان فروتن باش، و به مريدان گردنكشى مكن، اگر دوستانم بدانند كه مريدان در نزد من چه منزلتى دارند همچون زمين مىشوند تا بر آنها راه روند.
اى داوود! اگر مريدى را از مستى غفلتى كه به آن دچار است بيرون آورده رها سازى تو را حاذق مىنويسم و كسى را كه حاذق بنويسم بر او وحشتى نباشد و نيازى به مخلوق نخواهد داشت.
اى داوود! به گفتار من تمسّك جو و از خود براى خود بهرهگير، و از نفس خويش ايمن مباش تا از محبّت من محجوب شوى. بندگانم را از رحمت من نوميد مگردان، شهوتهاى خود را به خاطر من قطع كن چه من شهوتها را براى ضعفاى خلق مباح كردهام، اقويا را چه شده است كه به شهوتها مىگرايند، زيرا شهوتها از حلاوت راز و نياز با من مىكاهد، و كمترين عقوبتى كه از سوى من به اقويا به سبب بهره گيرى آنها از شهوات مىرسد آن است كه دلهايشان را از خودم محجوب مىكنم، چه من دنيا و خوشگذرانى آن را براى دوست خود نمىپسندم.
اى داوود! ميان من و خود عالمى قرار مده تا به مستى خود تو را از محبّت من محجوب كند، اينان راهزنان بندگان مريد منند. براى ترك شهوتها از مداومت در روزه كمك بگير، و در افطار دليرى مكن چه من مداومت در روزه را دوست مىدارم.
اى داوود! به دشمنى با نفس خويش و منع آن از شهوتها خود را دوست من كن تا بر تو نظر رحمت افكنم و پردهها را ميان من و خودت برداشته بينى. من در آن هنگام كه تو را