راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٠٨ - باب سوّم سكرات مرگ و شدّت آن و حالاتى كه به هنگام مردن مستحب است
است آماده شود مرگ براى او از اين دارو نسبت به اين بيمار سودمندتر است. آگاه باشيد اگر آنها بدانند مرگ به چه نعمتهايى منجر مىشود آن را خواستار مىشوند و بيش از آنچه خردمند دور انديش طالب دارو براى دفع آفات و تأمين سلامت است خواهان آن مىشدند«١».»
امام هادى عليه السّلام بر يكى از اصحابش كه بيمار بود وارد شد، وى از بيم مرگ گريه و بيتابى مىكرد، آن حضرت به او فرمود: «اى بنده خدا از مرگ بيم دارى براى اين كه آن را نمىشناسى، آيا خود را چنان مىبينى كه اگر تنت چركين و آلوده شود و از چرك و پليدى كه بر تو است در رنج بوده و به گرى و زخمهايى نيز دچار شده باشى و بدانى شستشوى در گرمابه همه اينها را از تو برطرف مىكند آيا نخواهى خواست كه وارد گرمابه شوى و خود را از آنها شستشو دهى؟ آيا مكروه تو نيست كه از رفتن به گرمابه خوددارى كنى و اين پليديها و زخمها در بدنت باقى بماند؟ عرض كرد: آرى اى فرزند پيامبر خدا، فرمود: مرگ به منزله همين گرمابه است و آن آخرين چيزى است كه تو را از گناهانت پاك و از زشتيها پاكيزه مىكند هرگاه به آن وارد شوى و از آن بگذرى از همه غمها و اندوهها و آزارها رهايى مىيابى و به همه خوشحاليها و شاديها خواهى رسيد» آن مرد آرام شد و به نشاط آمد و تسليم مرگ شد، چشمها را بر هم نهاد و روانه ديار آخرت گرديد«٢».
از امام عسكرى عليه السّلام پرسيدند مرگ چيست؟ فرمود: «عبارت از تصديق چيزى است كه وجود ندارد«٣». چه پدرم از پدرش و او از جدّش امام صادق عليه السّلام در اين باره برايم حديث كرده است: مؤمن هرگاه بميرد مرده نيست و همانا كافر مرده است، خداوند مىفرمايد:
يُخْرِجُ الْحَيَّ من الْمَيِّتِ وَ يُخْرِجُ الْمَيِّتَ من الْحَيِّ«٤» يعنى: مؤمن را از كافر و كافر از مؤمن به وجود مىآورد«٥». مردى نزد پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله آمد و عرض كرد: اى پيامبر خدا! چرا من مرگ را
«١» معانى الاخبار صدوق ،ص ٢٩٠.
«٢» معانى الاخبار صدوق ،ص ٢٩٠.
«٣» يعنى آن امرى است كه تصديق آن تصديق چيزى است كه نمى باشد چه مومن با مردن نمى ميرد و كافر نيز به همين گونه است چه او پيش از اين مرده است (گفتار علامه مجلسى ) و براى سخن امام (عليه السلام ) نيز معناى ديگرى است كه پس از اتمام حديث خواهد آمد.
«٤» روم / ١٩: او زنده را از مرده خارج مى كند، و مرده را از زنده بيرون مى آورد.
«٥» معنانى الاخبار، ص ٢٩٠، گفتار آن حضرت كه فرموده است : ((مرگ تصديق چيزى است كه نمى باشد)) ظاهرا معنايش اين است كه مرگ تصديق چيزى است كه وجود ندارد يعنى امرى محال است و آن به منزله مرگ و عمل احمقى است كه فاقد عقل باشد. از امام صادق (ع ) روايت است كه فرمود: ((اگر خواهى در مجلسى عقل كسى را بيازمايى در خلال گفتار خود از چيزى سخن گوى كه وجود ندارد اگر آن را انكار كرد عاقل و اگر باور كرد احمق است .)) اميرمومنان (عليه السلام ) فرموده است : ((فقدان عقل فقدان حيات است و بى عقل جز با مرده ها مقايسه نمى شود، ذيل خبر نيز مويد اين معناست ، بنابراين ذكر اين خبر در اين جا مناسب نيست .