راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٨٥ - محبّت خداوند نسبت به بندگانش و معناى آن
است تا آنگاه كه به درجه استاد نزديك شود ليكن استاد در مرتبه خود ثابت و غير متغير است.
ترقّى بنده در درجات قرب الهى را نيز بايد به همين گونه دانست، چه آدمى هر قدر از حيث صفات كاملتر و از نظر علم جامعتر و احاطه او به حقايق امور بيشتر، و قدرت او در سركوب شيطانها و ريشه كن كردن شهوتها استوارتر، و پاكى او در دفع رذايل آشكارتر باشد به درجه كمال نزديكتر خواهد بود، ليكن منتهاى كمال به خداوند متعال اختصاص دارد، و هر كس به اندازه كمالى كه دارد مقرب درگاه اوست. آرى گاهى شاگرد توانايى مىيابد به درجه استاد نزديك و يا با او برابر شود و يا بر او برترى يابد، ليكن اين امر در مورد حق تعالى محال است چه براى كمال او نهايتى نيست و سلوك بنده در درجات كمال پايان پذير است و در حدّ معيّنى به نهايت مىرسد لذا اميد برابرى نمىتوان داشت.
بنابراين درجات قرب متفاوت است و آنها را به هيچ وجه نهايتى نيست، چه مراتب كمال بى نهايت است از اين رو محبّت خداوند نسبت به بنده آن است كه با دفع سرگرميها و گناهان از او، و پاكيزه كردن درون وى از تيرگيهاى دنيا و رفع حجاب از دلش وى را به خود نزديك گرداند به طورى كه گويا خدا را با چشم دلش مىبيند. امّا محبّت بنده نسبت به خداوند عبارت از ميل او به درك اين كمال است كه او از آن تهى است و ناچار مشتاق به دست آوردن آن مىباشد و چون چيزى از آن را درك كند لذّت مىيابد، ليكن شوق و محبّت به اين معنا در مورد حق تعالى محال است.
اگر بگويى: محبّت خداوند نسبت به بنده امرى پوشيده است و بنده به چه چيزى مىتواند بداند كه خدا او را دوست مىدارد.
پاسخ اين است كه مىتواند به نشانههايى بر آن استدلال كند. پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله فرموده است: «چون خدا بندهاى را دوست بدارد او را دچار بلا مىكند و اگر زياد او را دوست بدارد او را به خود اختصاص مىدهد.» و پرسيدند آن چگونه است، فرمود: «مال و خويشاوندى براى او باقى نمىگذارد.»«١» بنابراين نشانه دوستى خداوند نسبت به بنده آن است كه او را از غير خود هراسناك مىكند و ميان او و غير خودش حايل مىشود.
به عيسى عليه السّلام گفتند: «چرا الاغى نمىخرى كه بر آن سوار شوى؟ فرمود: من نزد خداوند گراميتر از آنم كه مرا از خود به الاغى مشغول كند؟ در خبر است: «هرگاه خداوند بندهاى را
«١» طبرانى از حديث ابى عقبه خولانى و پيش از اين ذكر شده است .