راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٨٧ - باب اول در فضيلت ذكر مرگ و ترغيب به آن
باب اول در فضيلت ذكر مرگ و ترغيب به آن
بدان كسى كه به دنيا حريص و به زرق و برق آن شيفته شده و به شهوتهاى آن دل بسته باشد ناگزير قلب او از ذكر مرگ غافل است و آن را ياد نمىكند و اگر آن را به ياد او آورند از شنيدن آن كراهت و نفرت دارد. اينان كسانى هستند كه خداوند درباره آنها فرموده است:
قُلْ إِنَّ الْمَوْتَ الَّذِي تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلاقِيكُمْ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلى عالِمِ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ فَيُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ«١».
مردمان سه دستهاند: يا حريص و دلسپرده به دنيا، يا تائب مبتدى و يا عارف منتهى.
امّا حريص مرگ را ياد نمىكند و اگر آن را بر زبان آورد براى آن است كه بر دنياى خود تأسّف خورد و به بدگويى از آن بپردازد، و اين نوع ذكر مرگ او را از خداوند دورتر مىكند.
امّا تائب مرگ را زياد ياد مىكند تا خوف و خشيت در دلش برانگيخته شود و توبهاش را به كمال رساند و بسا از مرگ كراهت دارد از بيم آن كه پيش از اكمال توبه و اصلاح توشه او را بربايد و او در اين كراهت معذور است و در زمره كسانى نيست كه پيامبر صلّى الله عليه و آله درباره آنها فرموده است: «كسى كه از ديدار خدا كراهت دارد خداوند از ديدارش كراهت دارد»«٢»، چه او از مرگ و لقاى خداوند كراهت ندارد بلكه به سبب كوتاهى و تقصير خود از فوت لقاى خداوند بيمناك است و او مانند كسى است كه در ديدار دوست خود به سبب اشتغال به آماده كردن خويش براى ديدار او به نحوى كه مورد پسند وى باشد تأخير مىكند، و در اين صورت او از كسانى نيست كه از لقاى خداوند كراهت دارند. علامت اين دسته از تائبان آن است كه پيوسته مشغول آماده كردن خود براى ديدار پروردگارند و به كار ديگرى نمىپردازند و گرنه او ملحق به كسى است كه حريص به دنياست.
اما عارف منتهى پيوسته مرگ را ياد مىكند، چه آن موعد ديدار دوست است، و دوست هرگز موعد ديدار دوست خويش را فراموش نمىكند ليكن غالب اين است كه مرگ دير
«١» جمعه / ٨: بگو اين مرگى كه از آن فرار مى كنيد سرانجام با شما ديدار خواهد كرد سپس به سوى كسى كه از پنهان و اشكار با خبر است برده مى شويد و شما را از آنچه انجام مى داديد خبر خواهد داد.
«٢» ??????????????????????