راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٩٢ - حقيقت مراقبه و درجات آن
أَ فَمَنْ هُوَ قائِمٌ عَلى كُلِّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ«١» و نيز: أَ لَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ الله يَرى«٢» و نيز: إِنَّ الله كانَ عَلَيْكُمْ رَقِيباً«٣» و نيز: وَ الَّذِينَ هُمْ لِأَماناتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ راعُونَ، وَ الَّذِينَ هُمْ بِشَهاداتِهِمْ قائِمُونَ«٤».
نقل شده است زليخا به هنگامى كه با يوسف خلوت كرد برخاست و روى بت خود را پوشانيد، يوسف گفت: چگونه تو از مراقبت بى جانم شرم مىكنى و من از مراقبت خداوند جبار شرم نكنم؟
و نيز حكايت كردهاند جوانى كنيزكى را در شب به مباشرت دعوت كرد. كنيزك گفت:
آيا شرم نمىكنى؟ پاسخ داد: از چه كسى شرم كنم جز ستارگان كسى ما را نمىبيند، گفت:
پس آفريننده ستارگان كجا شد؟
مردى به جنيد گفت: به چه چيز براى فرو بستن چشم كمك گيرم، پاسخ داد: به اين كه مىدانى نگاه ناظر بر تو بر نگاه تو به كسى كه نگاهش مىكنى سبقت دارد و نيز جنيد گفته است: با مراقبت محقق مىشود كه چه كسى از فوت بهره خود از پروردگارش بيم دارد.
گفتهاند: در حديث قدسى آمده است: در جنّات عدن كسانى سكنا مىيابند كه چون قصد گناه مىكنند عظمت مرا به ياد مىآورند و مراقب من هستند و نيز آنانى كه پشت آنها از بيم من كوژ شده است. به عزّت و جلالم سوگند هنگامى كه قصد عذاب اهل زمين مىكنم چون به آنهايى كه گرسنگى و تشنگى را از بيم من تحمل مىكنند مىنگرم عذاب را از آنها دور مىگردانم، روايت شده است كه خداوند به فرشتگان فرموده است: شما بر ظواهر گماشته شدهايد و من مراقب بواطنم.
حقيقت مراقبه و درجات آن
بدان حقيقت مراقبت در نظر گرفتن مراقب و توجه دادن فكر به سوى اوست، و هر كس از كارى به سبب رعايت ديگرى دورى جويد گفته مىشود: فلانى را در نظر گرفت و جانب او را رعايت كرد. مراد از اين مراقبت حالتى است در دل كه آن را نوعى معرفت به بار مىآورد، و ثمره آن پديد آمدن اعمالى در دل و جوارح است.
«١» رعد / ٣٣: ايا كسى كه بالاى سر همه با اعمالى كه كسب كرده اند ايستاده است ...
«٢» علق / ١٤: ايا او نمى داند خداوند (همه اعمالش را) مى بيند.
«٣» نساء / ١:... خداوند مراقب شماست .
«٤» معارج / ٣٢ و ٣٣: و آنها كه امانتها و عهد خود را رعايت مى كنند، و آنها كه به اداى گواهى حق قيام مى كنند.