راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٣ - امّا سبب اوّل- و آن عبارت است از محبّت انسان به ذات
«١». و اگر همه اهل آسمانها و زمين جمع شوند، تا به علم و حكمت او در چگونگى آفرينش مورچه يا پشّهاى احاطه يابند، بر كمترين چيزى از آن آگاهى نخواهند يافت و به چيزى از علم او احاطه پيدا نمىكنند، مگر آنچه را او بخواهد و آنها مقدار اندكى از علم را كه همه مردم مىدانند، به سبب تعليم او آن را فرا گرفتهاند، چنان كه فرموده است:
خَلَقَ الْإِنْسانَ، عَلَّمَهُ الْبَيانَ«٢». بنابراين اگر جمال علم و شرف آن امرى محبوب و در ذات خود براى دارنده آن زينت و كمال است، پس به همين سبب كسى جز خدا سزاوار دوست داشتن نيست چه دانش دانشمندان در مقايسه با دانش او جهل و نادانى است، بلكه اگر كسى داناترين و نادانترين مردم زمان خود را بشناسد محال است به سبب علم نادانترين را دوست بدارد و داناترين را فرو گذارد، هر چند نادان از نوعى علم به چگونگى امور معيشتى خالى نباشد. تفاوت ميان علم خداوند و علم خلايق بيشتر از تفاوت ميان دانشمندترين و نادانترين مردم است، زيرا آنچه دانشمندترين را بر نادانترين مردم برترى مىدهد، دانشهاى معدود و محدودى است كه مىتوان تصوّر كرد نادانترين بتواند با تحصيل و تلاش آنها را به دست بياورد، ليكن برترى علم خداوند بر همه دانشهاى بشرى بىنهايت است، زيرا دانشهاى او را نهايتى نيست و دانشهاى بشرى محدود و پايان پذير است.
امّا صفت قدرت كمال، و عجز نقص است، و هر كمال و بها و عظمت و قهر و مجد و استيلا محبوب و ادراك آن لذّت بخش است تا آن جا كه اگر انسان در سرگذشتها شجاعت على عليه السّلام و ديگر دليران را بشنود و بر قدرت و چيرگى آنان بر اقران و همرزمانشان آگاهى يابد، به مجرّد شنيدن، در دل خود بى اختيار احساس شادى و خوشحالى مىكند، چه رسد به اين كه صحنه نبردهاى آنها را مشاهده كرده باشد. اين امر به طور ضرورى نسبت به دارنده اين صفت محبّت ايجاد مىكند، چه شجاعت و قدرت نوعى كمال است. اكنون قدرت همه خلايق را با قدرت خداوند مقايسه كن، زيرا آن كه از همه كس نيرومندتر و كشورش پهناورتر، و در حمله قويتر و در سركوب شهوات و ريشه كن كردن پليديهاى نفس چيرهتر و در سياست و اصلاح نفس خود و ديگران تواناتر است، سرانجام قدرتش به پايان مىرسد و نهايت توانايى او آن است كه بر برخى از صفات نفس خويش و بر بعضى از مردم در پارهاى از امور قدرت، يافته است، ليكن با اين حال، مالك مرگ و زندگى و سود و زيان خود
«١» اسراء / ٨٥: و جز اندكى از دانش به شما داده نشده است .
«٢» رحمان / ٣ و ٤: انسان را آفريد و به او بيان را آموخت .