راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٤٥ - بيان احوال قبر و گفتار عارفان بر قبور
زيارت قبور نهى فرمود و سپس آن را اجازه داد.«١»
على عليه السّلام از پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله روايت كرده كه فرموده است: «من شما را از زيارت قبور نهى كرده بودم اينك، آنها را زيارت كنيد چه آن سبب ياد آورى آخرت است جز اين كه در آن سخن ياوه نگوييد.»«٢»
پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله به همراه هزار سوار نقابدار قبر مادرش را زيارت كرد و تا آن روز گريه كنندگانى بيش از آنها ديده نشده بود.«٣»
ابو ذرّ گفته است: پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله فرمود: «قبور را زيارت كنيد تا آخرت را به ياد آوريد، و مردگان را بشوييد چه پرداختن به كار تن بى جان پندى بليغ است، و بر جنازهها نماز بگزار شايد آن تو را اندوهگين كند، زيرا اندوهگين در سايه لطف خداوند است.»«٤»
ابن مليكه گفته است: پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله فرموده است: «مردگانتان را زيارت و بر آنها سلام كنيد چه براى شما در آنها عبرت است.»«٥»
جعفر بن محمّد از پدرش عليه السّلام نقل كرده كه فرموده است: «فاطمه دختر پيامبر صلّى الله عليه و آله قبر عمويش حمزه را در روزها زيارت مىكرد و در آن جا نماز مىگزارد و گريه مىكرد.»
مىگويم: در الفقيه آمده است كه فاطمه عليها السّلام در هر بامداد شنبه براى زيارت قبور شهدا مىآمد و نزد قبر حمزه مىرفت و براى او از خداوند طلب رحمت و آمرزش مىكرد.«٦»
محمّد بن مسلم روايت كرده كه به ابى عبد الله عليه السّلام عرض كردم: آيا مردگان را زيارت كنيم؟ فرمود: «آرى»، عرض كردم: هنگامى كه به زيارت آنها مىرويم آنها ما را مىشناسند، فرمود: «آرى به خدا سوگند آنها شما را مىشناسند و به ديدن شما خوشحال مىشوند و با شما انس مىگيرند» عرض كردم: هنگامى كه به ديدن آنها مىرويم چه بگوييم؟ فرمود: «بگوييد: اللّهم جاف الأرض عن جنوبهم و صاعد اليك أرواحهم و لقّنهم منك رضوانا و اسكن إليهم من رحمتك ما تصل به وحدتهم و تؤنس به وحشتهم إنّك على
«١» صحيح مسلم ، ج ٣،ص ١٣٥، از حديث بريده .
«٢» مسند احمد و ابويعلى بدون جمله : ((جز اين كه در آن سخن ياوه نگوييد))، الكبير و الاوسط طبرانى تمام آن را از حديث ابن عباس ، مجمع الزوائد؛ ج ٣،ص ٥٨ و ٥٩.
«٣» المستدرك حاكم ، ج ١،ص ٣٧٥ و گفته است اين حديث بنابر شرط شيخين صحيح است .
«٤» المستدرك حاكم ، ج ١،ص ١٧٧.
«٥» القبور ابن ابى الدنيا به طور مرسل و اسناد او حسن است (المغنى ).
«٦» همان ماخذ، باب التعزيه و الجزع ، شماره ٣٦.