راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٤٦ - بيان حقيقت تفكّر و ثمرات آن
شده و در راههاى حلال و ورود به آن راهها فكر كند و در اقسام چاره جوييها براى به دست آوردن آن و احتراز از حرام بينديشد و به خود بفهماند كه با خوردن حرام همه عبادتها ضايع و باطل مىشود، و خوردن حلال اساس قبولى همه عبادات است. چنان كه در اخبار آمده است: «خداوند نماز بندهاى را كه يك درهم حرام در بهاى جامهاش باشد هرگز نمىپذيرد.»«١» به همين گونه درباره ديگر اعضايش فكر كند و در بررسى آنها همين مقدار كافى است. و پس از آن كه با تفكّر حقيقت اين حالات را شناخت در طول روز به مراقبت مشغول شود تا هر يك از اعضايش را از ارتكاب گناه محافظت كند.
نوع دوم عبارت از طاعات است، در اين باره بايد نخست در واجباتى كه بر او مقرّر است بنگرد كه چگونه آنها را اداء و از نقصان و تقصير حفظ، و در صورت نقصان با به جا آوردن نافله زياد جبران مىكند. سپس به يكايك اعضاى خود مراجعه كند و در اعمالى كه به هر كدام واجب است بينديشد، في المثل بگويد: چشم براى آن آفريده شده است تا به عبرت به ملكوت آسمانها و زمين بنگرد، و در راه طاعت خدا به كار گرفته شود، و در كتاب خدا و سنّت پيامبرش نظر كند، و بگويد: من مىتوانم آن را براى تلاوت قران و كتب سنّت به كار گيرم، و چرا نكنم؟ و مىتوانم به فلان كس كه خدا را فرمانبردار است به ديده توقير بنگرم و دلش را شاد كنم، و به فلان فاسق به ديده تحقير نظر كنم و بدين وسيله او را از گناه باز دارم، و چرا اين كارها را نمىكنم؟ همچنين به گوش خود بگويد: من مىتوانم كلام خدا را بشنوم، يا به حكمت و دانش و قرائت و ذكر گوش دهم، پس چرا آن را معطّل و بدون استفاده مىگذارم در حالى كه خداوند به من انعام فرموده و آن را وديعهاى نزد من قرار داده تا شكر او را به جا آورم، حال چرا با ضايع كردن و تعطيل آن نعمت خدا را ناسپاسى مىكنم.
همچنين درباره زبانش بينديشد و بگويد: من مىتوانم با وعظ و به دست آوردن دل اهل صلاح، و پرسش از احوال بينوايان، و شاد كردن دل فلان صالح و فلان عالم با سخنى پاكيزه به خداوند تقرّب جويم، چه سخن پاكيزه صدقه است.
و نيز به اموالش فكر كند و بگويد: من مىتوانم از مال خود به فلانى صدقه دهم چه از آن بى نيازم و هرگاه بدان محتاج شوم خداوند مانند آن را به من خواهد داد، و اگر همين اكنون بدان نياز داشته باشم بى شك به ثواب ايثار و بخشش نيازمندترم.
«١» مسند احمد، ج ٢،ص ٩٨، از حديث ابن عمر از پيامبر صلى الله عليه وآله كه فرموده است : ((كسى كه جامه اى به ده درهم بخرد و در آنها يك درهم حرام باشد مادام كه اين جامه بر تن اوست خداوند نمازش را نمى پذيرد)).