راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٥٧ - باب دوم در اخلاص و فضيلت و حقيقت و درجات آن
برادران مؤمنت نيز سودى ندارد. عابد در آنچه وى گفت به تفكّر پرداخت و سپس گفت:
پيرمرد راست مىگويد چه من پيامبر نيستم تا بريدن اين درخت بر من واجب باشد، و خدا به من امر نكرده كه آن را قطع كنم تا در صورت خوددارى گنهكار باشم، و آنچه او گفت سودش بيشتر است، لذا با او پيمان بست كه به وعدهاش وفا كند و شيطان نيز سوگند ياد كرد.
عابد به عبادتگاه خود بازگشت و خوابيد. چون بامداد شد دو دينار بر بالاى سر خود ديد آنها را برداشت، روز ديگر نيز به همين گونه بود و در بامداد روز سوم و روزهاى پس از آن چيزى بر بالاى سر خود نيافت. از اين رو خشمگين شد و تبر بر دوش نهاد و روانه شد. شيطان به صورت همان پيرمرد او را ديدار كرد و به او گفت: به كجا مىروى؟ پاسخ داد: مىروم كه درخت را قطع كنم، به او گفت: به خدا سوگند دروغ مىگويى و تو به اين كار قادر نيستى و به آن راهى ندارى. عابد مانند بار اوّل دست دراز كرد تا او را بگيرد، شيطان به او گفت:
هيهات! سپس او را گرفت و بر زمين زد و او مانند گنجشكى در زير پاهاى او بود پس از آن بر روى سينهاش نشست و گفت: از اين كار دست بازدار و گرنه تو را مىكشم، عابد نگاهى به او كرد و دانست كه توان مقابله با او را ندارد، به وى گفت: اى فلان بر من چيره شدى، دست از من بدار و به من بگو چگونه نخست بر تو غلبه يافتم و اكنون تو بر من غالب شدهاى، پاسخ داد: تو در بار نخست براى خدا خشمگين شدى و نيّت تو ثواب آخرت بود از اين رو خداوند مرا مسخّر تو گردانيد، ليكن در اين بار براى نفس خود و دنيا خشمناك شدى لذا تو را به زمين زدم.
اين داستان تأييدى است بر قول حق تعالى كه: إِلَّا عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ«١»، زيرا بنده جز به اخلاص از شيطان رهايى نمىيابد. از اين رو معروف كرخى خودش را مىزد و مىگفت:
اى نفس اخلاص داشته باش تا خلاصى يابى. يعقوب مكفوف گفته است: مخلص كسى است كه حسنات خود را پنهان بدارد همان گونه كه سيّئات خود را پوشيده مىدارد. ابو سليمان گفته است: خوشا به حال كسى كه يك گام درست بردارد و بدان جز رضاى خدا نخواهد. يكى از اولياء به برادرش نوشت: نيّت خود را در اعمالت خالص گردان تا اندكى از عمل، تو را كافى باشد. ابو ايّوب سختيانى گفته است: خالص گردانيدن نيّتها از همه عملها بر عاملان سختتر است.
مىگويم: پس از اين غزّالى درباره فضيلت اخلاص به نقل سخنانى پرداخته است كه ما
«١» حجر/ ٤٠: جز بندگان مخلصت .