راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٩٥ - محبّت خداوند نسبت به بندگانش و معناى آن
مقرّبان مقيم و ملازم حضرت احديّتند، و به ديده حقارت به نعمتهاى بهشت مىنگرند و آنها را ذرّهاى بيش نمىدانند. لذا دستهاى به ارضاى شهوت و شكم و فرج مشغول و گروههاى ديگر براى مجالست آمادهاند. لذا پيامبر صلّى الله عليه و آله فرموده است: «بيشتر اهل بهشت نادانها مىباشند«١».» و علّيون براى خردمندان و صاحبدلان است و چون فهمها از درك معناى علّيون ناتوان است خداوند آن را به بزرگى ياد كرده كه: وَ ما أَدْراكَ ما عِلِّيُّونَ«٢»، چنان كه فرموده است: الْقارِعَةُ ما الْقارِعَةُ، وَ ما أَدْراكَ ما الْقارِعَةُ«٣».
از نشانههاى ديگر آن كه در محبّت خود نسبت به خداوند ترسان و از هيبت و عظمت او حقير و نزار باشد. شايد گمان رود كه ترس ضدّ محبّت است ولى چنين نيست، چه ادراك عظمت باعث هيبت است چنان كه ادراك جمال موجب محبّت مىباشد در حالى كه در مقام محبّت بخصوص براى محبّان ترسهايى است كه براى ديگران نيست و برخى از ترسهاى آنها شديدتر از برخى ديگر است. نخستين آنها ترس از اعراض است و شديدتر از آن خوف حجاب و سختتر از آنها بيم طرد و ابعاد است. اين معنا در سوره هود عليه السّلام آمده است همان سورهاى كه سرور محبّان را پير گردانيد. زيرا نداى حق تعالى را شنيد كه فرمود: أَلا بُعْداً لِعادٍ قَوْمِ هُودٍ«٤»، أَلا بُعْداً لِثَمُودَ«٥»، أَلا بُعْداً لِمَدْيَنَ كَما بَعِدَتْ ثَمُودُ«٦».
هيبت بعد و ترس از آن در دل كسى بزرگ است كه به محبّت و قرب الهى خو گرفته و آن را چشيده و بدان متنعّم بوده است، چه شنيدن سخن بعد و دور باد دور شدگان. اهل قرب را بزودى پير مىكند، ليكن كسى كه به دورى از حق خو گرفته هرگز مشتاق آن نمىشود. و كسى كه توانايى حضور بر بساط را نيافته از خوف دورى گريه نمىكند. پس از اينها خوف وقفه و سلب مزيد در قرب است، چه گفتيم كه: درجات قرب نهايت ندارد و شايسته است بنده در هر نفسى كه بر مىآورد بكوشد تا در آن تقرّبش به حق تعالى افزون گردد. به همين سبب پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله فرموده است: «هر كس دو روزش يكسان باشد مغبون است و آن كه
«١» پيش از اين ذكر شده است .
«٢» مطففين / ١٩: و تو چه مى دانى عليين چيست ؟
«٣» قارعه / ١ و ٢ و ٣: آن حادثه كوبنده ، چه حادثه كوبنده اى ؟ و تو چه مى دانى كه آن حادثه كوبنده چيست ؟
«٤» هود / ٦٠: دور باد عاد، قوم هود.
«٥» هود / ٧١: دور باد قوم ثمود.
«٦» هود / ٩٥: دور باد (از رحمت خدا) مدين چنان كه قوم ثمود دور شدند.