راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٥٨ - بيان عذاب قبر
كه از ترس بزرگى خلاصى يافته است، سپس از او مىپرسند فلان چه كرد؟ و فلانى چه كرد؟ اگر به آنها بگويد: من او را زنده ترك كردم به آمدن اميدوار مىشوند و اگر به آنها بگويد: مرده است، مىگويند: سقوط كرده است سقوط كرده است.»«١»
گفتار گور با مرده
گفتار مردگان يا به زبان قال است يا به زبان حال، و زبان حال در تفهيم مردگان فصيحتر از زبان قال در تفهيم زندههاست. پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله فرموده است: «قبر به ميّت هنگامى كه در آن گذاشته مىشود مىگويد: واى بر تو اى فرزند آدم چه چيزى تو را نسبت به من فريب داد؟ آيا نمىدانى من سراى فتنه، سراى تاريكى، سراى تنهايى و خانه كرمهايم، چه چيزى تو را نسبت به من مغرور كرد؟ كه تو با آرزوهاى بسيار و كبر و تلاش زياد بر روى من خرامان مىگذشتى، در اين موقع اگر مرده از اهل صلاح باشد گويندهاى بر قبر پاسخ مىدهد كه: چه مىگويى اگر امر به معروف و نهى از منكر كرده باشد، گور مىگويد: من در اين صورت سبزه زارى مىشوم و تن او نورى مىشود و روح او به سوى خدا بالا خواهد رفت.»«٢»
مىگويم: از طريق خاصّه (شيعه) كافى از امام صادق عليه السّلام روايت كرده كه فرموده است:
«قبر را در هر روز گفتارى است، مىگويد: من خانه غربتم، من خانه وحشتم، من خانه كرمهايم، من قبرم، من مرغزارى از مرغزارهاى بهشت و يا حفرهاى از حفرههاى آتشم»«٣». و در اين باره حديث طولانى ديگرى است.
بيان عذاب قبر
براء بن عازب گفته است: به همراه پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله براى حضور بر جنازه مردى از انصار بيرون رفتيم. پيامبر صلّى الله عليه و آله در حالى كه سرش را به زير انداخته بود در كنار قبر او نشست، و سه بار گفت: «بار الها من از عذاب قبر به تو پناه مىبرم» سپس فرمود: «مؤمن هنگامى كه در آستانه آخرت قرار مىگيرد خداوند فرشتگانى به سوى او مىفرستد كه رخسارشان مانند
«١» كافى ، ج ٣، ص ٢٤٤، شماره ٣.
«٢» ابويعلى ، الكبير طبرانى با سند صعيف ، مجمع الزوائد، ج ٣، ص ٤٦.
«٣» همان ماخذ، ج ٣، ص ٢٤٤، شماره ٢.