راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٤٩ - بيان آن كه نيّت در اختيار آدمى نيست
بينديش و حساب خود را به طور دقيق رسيدگى كن پيش از آن كه تو را مورد حسابرسى قرار دهند و مراقب احوال خويش باش، و نبايد هيچ حركت و سكونى از تو سر زند جز اين كه نخست بينديشى براى چه به حركت درمىآيى، چه مقصدى دارى، از دنيا چه خواهى يافت و از آخرت چه چيزى از دست خواهى داد و به چه چيزى دنيا را بر آخرت ترجيح مىدهى.
هرگاه بدانى انگيزه تو جز دين نيست عزم خود و آنچه را دل بر آن نهادهاى اجرا كن و در غير اين صورت دست باز دار. و دلت را در اين خوددارى و امتناع نيز مراقب باش چه ترك عمل عملى است و ناگزير با نيّت درستى همراه بوده و نبايد انگيزه آن هوس نهفتهاى باشد كه بر آن آگاه نباشى. همچنان نبايد ظواهر امور و كارهاى خوب مشهور تو را بفريبد بلكه به اعماق و اسرار امور بنگر تا از جرگه فريفته شدگان بيرون آيى. روايت شده است زكريّا عليه السّلام براى ساخت ديوارى گلى كار مىكرد و مزدور بود، دو گرده نان براى او آوردند، چه او جز از حاصل دسترنج خود نمىخورد، در اين هنگام دستهاى بر او وارد شدند و او آنان را به طعام دعوت نكرد تا آنگاه كه از خوردن فارغ شد، آنها از اين رفتار او دچار شگفتى شدند زيرا به سخاوت و زهد او آگاه بودند و مىدانستند كه مقتضاى خير، دعوت آنها به طعام بوده است.
زكريّا عليه السّلام گفت: من در برابر مزد براى گروهى كار مىكنم، آنها دو گرده نان نزد من آوردند تا با خوردن آنها بر كارشان قوّت يابم، اگر در خوردن آنها با من همراهى مىكرديد نه شما را كافى بود و نه مرا و نه مىتوانستم كار آنها را انجام دهم.
آرى انسانى كه داراى بينش است در پرتو نور حقّ به همين گونه به باطن امور مىنگرد، چه ضعف او براى كار نقصانى در برابر واجب است، و دعوت آنها براى شركت در طعام نقصانى در برابر مستحبّ مىباشد و مستحبّات در برابر واجبات حكمى ندارند. بنده بايد به همين گونه نيّت خود را در ساير اعمال بررسى كند، و در هر كار جز با نيّت درست اقدام يا امتناع نورزد، و اگر نيّت به دلش نرسد خوددارى كند چه نيّت خارج از اختيار انسان است.
بيان آن كه نيّت در اختيار آدمى نيست
بدان انسان نادان چون سفارش ما را درباره نيكو كردن نيّت و زياد به كار بردن آن مىشنود، و به قول پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله كه فرموده است: «اعمال به نيّت وابستهاند» توجّه مىكند به هنگام درس گفتن يا تجارت كردن يا خوردن در دل خود مىگويد: براى خداوند درس