راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٧٣ - بيان حقيقت صدق و معنا و مراتب آن
خدا صلّى الله عليه و آله منزلت يافت همان را ملازم باش چه على عليه السّلام جايگاه بلندى را كه نزد پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله يافت به سبب صدق گفتار و اداى امانت بود«١».»
بيان حقيقت صدق و معنا و مراتب آن
بدان واژه صدق در شش معنا به كار مىرود كه عبارتند از: صدق در گفتار، صدق در نيّت و اراده، صدق در عزم، صدق در وفاى به عزم، صدق در عمل در تحقيق همه مقامات دين.
كسى كه به صدق در همه آنها موصوف شود صديق گفته مىشود چه واژه صديق صيغه مبالغه از صدق است و صديقان را درجاتى است، كسى كه از صدق در چيزى بهرهاى دارد نسبت به آنچه صدق او در آن است صادق است.
صدق اول در زبان است و آن در هنگام دادن خبر يا چيزى كه متضمن خبر دادن است تحقق مىيابد و خبر يا به گذشته تعلق دارد يا به اينده و در همين جاست كه وفاى به وعده يا تخلف از آن ظهور مىيابد. به هر بندهاى حق است كه الفاظ خود را نگهدارد و جز به صدق سخن نگويد. و اين مشهورترين و روشنترين انواع صدق است، و كسى كه زبانش را از دادن خبرهاى خلاف واقع باز دارد او صادق است و براى اين صدق دو مرتبه كمال است:
كمال اول- احتزاز از تعريض و كنايه است، گفتهاند: «در كنايه مجالى است براى گريز از دروغ»، و كنايه جانشين دروغ مىشود زيرا آنچه باعث ممنوعيت دروغ است تفهيم چيزى بر خلاف واقع آن است جز اين كه در برخى حالات بدان نياز ضرورى پيدا مىشود مصلحت اقتضا مىكند از آن جمله در تأديب كودكان و زنان و كسانى كه به منزله آنها هستند، و در احتراز از ظلمه و ستم پيشگان و پيكار با دشمنان و پرهيز از آگاه شدن آنها بر اسرار مملكت.
كسى كه بر چيزى از اينها ناگزير شود صدق او در آن به اين است كه سخنش براى خدا باشد، و آنچه را حق به او دستور مىدهد و دين اقتضا مىكند بگويد، و اگر چنين كند او صادق خواهد بود هر چند سخنش چيزى را بر خلاف آنچه واقع آن است بفهماند. چه صدق براى ذات آن مطلوب نيست بلكه به سبب دلالت آن بر حق و دعوت به آن مطلوب مىباشد، لذا نبايد به صورت ظاهر آن نگريست بلكه بايد به معناى آن توجه داشت. آرى در مواردى كه ذكر شد و امثال آنها چنانچه راهى برايش وجود داشته باشد به كنايه متوسل شود. پيامبر
«١» همان ماخذ، ج ٢، ص ١٠٤، شماره ٥.