راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٥٦ - امّا سبب اوّل- و آن عبارت است از محبّت انسان به ذات
سبب آن كه در نزد اهل معرفت مرگ محبوب و يا مكروه مىباشد همين است، امّا ديگر مردم نظرشان منحصر به شهوتهاى دنياست، اگر اين شهوتها بر ايشان گسترده و فراهم باشد، بقاى در دنيا را خواهانند و اگر از دسترس آنها دور باشد، مرگ را آرزو مىكنند و اين زيان و حرمان است كه منشأ آن نادانى و غفلت مىباشد، زيرا جهل و غفلت ريشه هر گناه و بدبختى است، همان گونه كه دانش و معرفت اساس هر سعادت و نيكبختى است.
اينك با آنچه ذكر كرديم، معناى محبّت و معناى عشق كه عبارت از محبّت قوى و مفرط است و معناى لذّت معرفت و معناى رؤيت را دانستى و دريافتى كه رؤيت در نزد ارباب خرد و كمال از همه لذّتها گواراتر است، هر چند در نزد ناقصان و بى خردان چنين نيست. اينان مانند كودكانند كه در نظر آنها رياست از طعام و بازى لذيذتر نيست.
اگر بگويى: در آخرت محلّ اين رؤيت چشم است يا دل؟
پاسخ اين است كه مردم در اين باره اختلاف كردهاند، ليكن ارباب بينش بدان توجّه نمىكنند و به آن نمىنگرند، چه خردمند سبزى را مىخورد و از سبزهزار نمىپرسد و كسى كه آرزوى ديدار معشوقش را دارد، عشق وى او را چنان مشغول مىكند كه نمىتواند توجّه كند كه ديدن او در چشمش آفريده شده يا در پيشانىاش، بلكه مقصود او ديدن و لذّت آن است، خواه به وسيله چشم باشد، يا غير آن، زيرا چشم محلّ و ظرف است و توجّهى به آن نمىشود و حكمى ندارد. واقع اين است كه قدرت ازلى وسيع و بى نهايت است و نمىتوان آن را به يكى از اين دو امر محدود و منحصر كرد. البتّه اين در حكم جواز است، امّا وقوع يكى از اين دو امر در آخرت جز از طريق سمع دانسته نمىشود. از اين رو حقّ آن است كه براى اهل سنّت و جماعت بر حسب دلايل شرعى ظاهر شده است كه ديدن در چشم آفريده مىشود تا واژه رؤيت و نظر و ديگر الفاظى كه در شرع وارد شده بر ظاهر آنها حمل گردد، چه انصراف از ظاهر جز در حال ضرورت جايز نيست، و خدا داناتر است.
مىگويم: بلكه قول حقّ آن است كه ما بدان اشاره مىكنيم و از طريق صحيح از اهل بيت عليه السّلام روايت شده است، همانهايى كه دانا به اسرار نبوّت و محلّ فرود آمدن وحى و تنزيل و جايگاه آمد و شد فرشتگان بودهاند و آن اين است كه رؤيت حق تعالى تنها به دل است و بس، و ديدن خدا با چشم سر هم در دنيا و هم در آخرت محال است. شيخ ما ثقة الاسلام محمّد بن يعقوب كلينى«١» و شيخ ما صدوق محمّد بن علىّ بن بابويه به سند صحيح از امام
«١» كافى ، ج ١، باب ابطال الرويه .