راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٣٣ - باب اول بيان فضيلت نيّت
اراده و قدرت. انسان چيزى را كه نمىداند نمىخواهد و ناگزير بايد بداند، و تا چيزى را نخواهد براى آن اقدام به عمل نمىكند پس ناچار از اراده است و معناى اراده برانگيخته شدن دل به سوى چيزى است كه آن را در حال يا آينده موافق مطلوب خود مىبيند. براى آن كه انسان به گونهاى آفريده شده كه برخى امور با طبيعت و مقصود او موافق و پارهاى مخالف و ناسازگار است از اين رو نيازمند آن است كه موافق و ملايم را به سوى خود جلب و مخالف و مضرّ را از خود دفع كند. در اين صورت انسان ناگزير بايد چيزى را كه سودمند و آنچه را زيانبار است بشناسد و بفهمد تا آن را طلب كند يا از آن دورى جويد زيرا كسى كه غذا را درك نمىكند و نمىشناسد امكان ندارد آن را تناول كند، و آن كه آتش را نمىبيند نمىتواند از آن دورى جويد. لذا خداوند هدايت و معرفت را آفريد و براى آنها اسبابى قرار داد كه عبارت از حواسّ ظاهر و باطن است و بحث در اين مورد خارج از مقصود ماست. سپس ديدن غذا و دانستن اين كه آن موافق طبع اوست او را كافى نيست كه دست به غذا دراز كند. آنگاه كه در او ميلى پديد آيد و اشتهايش برانگيخته شود چه بيمار غذا را مىبيند و مىداند كه موافق حال اوست ليكن به سبب عدم رغبت و ميل و فقدان اشتها قادر به تناول نيست. از اين رو خداوند ميل و رغبت و اراده را در انسان آفريد. مقصود از اراده پديد شدن انگيزه در نفس و توجّه قلبى به سوى مقصد است، و اين نتيجه به تنهايى كافى نخواهد بود، زيرا بسا آن كه طعام را ببيند و به آن رغبت داشته باشد ليكن به سبب زمينگير بودن نتواند از آن تناول كند، لذا خداوند در او قدرت و اندامهاى متحرّك آفريد تا به وسيله آنها بر غذا دست يابد. بنابراين اعضا بدون قدرت به حركت در نمىآيند، و قدرت محتاج به انگيزه و انگيزه نيازمند علم و معرفت يا ظنّ و اعتقاد قوى است به اين كه فلان چيز موافق حال اوست.
هنگامى كه شناخت قطعى حاصل شود كه فلان چيز موافق طبع اوست و ناگزير بايد آن را انجام دهد و از معارضه با انگيزه ديگرى كه مانع او شود مصون است اراده او برانگيخته مىشود و رغبت او تحقّق مىيابد، و هنگامى كه اراده برانگيخته شد قدرت اندامها را به حركت درمىآورد. پس قدرت خدمتگزار اراده و اراده تابع حكم اعتقاد و معرفت است. لذا نيّت همان صفتى است كه در ميانه اين عوامل وجود دارد و عبارت است از اراده و برانگيختن نفس به حكم رغبت و ميل به چيزى كه در حال يا آينده موافق مقصود اوست.
هدف مطلوب، محرّك نخستين و همو انگيزه عمل است، و آنچه غرض و انگيزه است مقصد نيّت مىباشد، و قصد و نيّت همان برانگيخته شدن براى عمل است، و عمل عبارت از