راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٧٠ - سبب قصور مردم از درك معرفت خداوند
ظاهرترين موجودات است و همه اشيا به او هويدا و آشكار است. اگر او را عدم يا غيبت يا تغييرى باشد آسمانها و زمين نابود و ملك و ملكوت معدوم و تفاوت ميان اين دو حالت درك مىشود و اگر برخى اشيا به او و بعضى به غير او موجود بود ميان دو چيز در دلالت تفاوت وجود داشت ليكن دلالت او در همه اشيا عام و بر نظام واحد، و وجود او در همه احوال دايمى است و خلاف آن غير ممكن مىباشد. بنابراين شدّت ظهور او موجب خفا و پوشيدگى شده و همين امر سبب قصور فهمها گرديده است. امّا كسى كه داراى بينشى قوى است و نيرويش به ضعف نگراييده و از اعتدال برخوردار باشد در جهان جز خدا چيزى نمىبيند و غيرى براى او نمىشناسد مىداند كه در عالم هستى جز خدا و افعال او چيزى وجود ندارد، و افعال وى اثرى از آثار قدرت او و تابع اوست، لذا در حقيقت بدون او وجودى براى آنها نيست، و وجود منحصر به خداوند يگانه بر حقى است كه هستى همه افعال به اوست. كسى كه حالش بدين گونه باشد به هيچ فعلى نمىنگرد جز اين كه در آن، فاعل را مىبيند، و آن را از حيث اين كه آسمان يا زمين يا حيوان يا درخت است فراموش مىكند بلكه از حيث اين كه صنع حق يگانه است آن را مشاهده مىكند.
بنابراين چنين كسى به غير خدا نمىنگرد، او مانند كسى است كه به شعر يا خط يا تصنيف كسى نظر كند، و آثار او را از جهت اين كه آثار اوست مشاهده كند نه آن كه بخواهد به آنچه بر كاغذ رقم زده شده از حيث مركّب و مازو و زاج بنگرد، چه در اين صورت به غير مصنّف نظر نكرده است. سرتاسر جهان تصنيف خداوند متعال است، كسى كه به آن از حيث اين كه فعل خداوند است بنگرد، و آن را فعل خداوند بشناسد، و آن را براى اين كه فعل خداست دوست بدارد چنين كسى تنها به خدا نگريسته و جز او را نشناخته و غير او را دوست نداشته است. او موحّدى است بحق كه در جهان جز خدا چيزى نمىبيند، و به خودش از حيث آن كه كسى است نمىنگرد بلكه خود را از جهت آن كه بنده خداست مشاهده مىكند.
اين همان كسى است كه درباره او گفته مىشود در توحيد و در نفس خود فانى شده است، و به همين مطلب اشاره كرده آن كه گفته است: ما با خود بوديم و از خود فانى شديم، آنگاه بى خود باقى مانديم.
اين امور در نزد ارباب بينش روشن است، ليكن بر فهمهاى ضعيف دشوار شده است.
سبب دشوارى آن يا ضعف ادراك و يا اشتغال به خود و اعتقاد به اين است كه بيان و توضيح اين مطالب براى ديگران به آنها مربوط نيست و همين امر موجب قصور فهمها از شناخت خداوند شده است. علاوه بر اين همه مدركاتى كه بر خدا گواهى مىدهد آنها را انسان در