راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٦٠ - امّا سبب اوّل- و آن عبارت است از محبّت انسان به ذات
مطلب اشاره كرده و فرموده است: «پاكيزگى نيمى از ايمان است«١».» چنان كه ما آن را در اوّل كتاب طهارت ذكر كرديم.
سبب دوم براى قوّت گرفتن محبّت خداوند قوّت يافتن معرفت او و گسترش و چيرگى آن بر دل است و اين امر پس از پاكيزه كردن از همه مشغلههاى دنيا و علايق آن تحقّق مىيابد.
چه آن به منزله تخم است كه بايد پس از پاكيزه كردن زمين از خس و خاشاك در آن پاشيده شود و اين دومين ركن محبّت است. سپس درخت معرفت از اين تخم مىرويد و اين همان كلمه طيّبهاى است كه خداوند بدان مثل زده و فرموده است: كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها في السَّماءِ«٢» و نيز بدان اشاره كرده و فرموده است: إليه يصعد الكلم الطيّب (يعنى معرفت) و العمل الصّالح يرفعه«٣». عمل صالح براى محبّت و معرفت مانند باربر و خدمتكار است و همه اعمال نيك در درجه اول براى پاكيزه كردن دل از دنيا و پس از آن براى ادامه اين پاكيزگى است. بنابراين عمل صالح جز براى حصول همين معرفت خواسته نشده است.
امّا علم به چگونگى عمل براى عمل مطلوب است، لذا علم هم اوّل است و هم آخر، علم نخست علم معامله است و مقصود از آن عمل است. منظور از عمل صفاى دل و پاكيزگى آن است تا تجلّى حق در آن آشكار شود و به علم معرفت كه همان علم مكاشفه است آراسته گردد و هر زمان اين معرفت حاصل شود ناچار محبّت به دنبال آن خواهد آمد. چنان كه اگر كسى از اعتدال مزاج برخوردار باشد، هرگاه به خوبرويى نظر افكند و با چشم ظاهر او را درك كند، به او محبّت و ميل پيدا مىكند و هرگاه محبّت او در دلش راه يافت از آن لذّت مىبرد. از اين رو ناگزير لذّت تابع محبّت و محبّت تابع معرفت مىباشد. و پس از انقطاع از مشغلههاى دنيوى به اين معرفت نمىتوان رسيد، جز با فكرى روشن، ذكرى دايم، جدّيّتى كامل در طلب و تفكّرى مستمرّ درباره خدا و صفات او و ملكوت آسمانها و ديگر مخلوقات او. آنانى كه به اين مرتبه رسيدهاند به دو دسته منقسم مىشوند، دسته نخست اقويا هستند.
اينان در اوّل خدا را مىشناسند و پس از آن غير او را به او مىشناسند. دسته دوم ضعفايند.
اينان نخست افعال را مىشناسند، پس از افعال به فاعل راه مىيابند. خداوند به دسته اول
«١» صحيح مسلم ، ج ١، ص ١٤٠، پيش از اين ذكر شده است .
«٢» ابراهيم / ٢٩: سخن پاكيزه مانند درخت پاكيزه اى است كه ريشه آن ثابت و شاخه آن در آسمان است .
«٣» فاطر/ ١٠... سخنان پاكيزه به سوى او صعود مى كند و عمل صالح را بالا مى برد.