راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٠٣ - مطالبه كنندگان و ردّ مظالم
تحصيل آنها رنج طولانى كشيدهاى خالى بينى و هنگامى كه مىگويى: حسناتم كجاست؟ به تو گفته مىشود به نامه اعمال خصماى تو منتقل شده است، و نيز نامه خود را پر از كارهاى زشتى بينى كه در برابر آنها مدّتهاى دراز شكيبايى كردهاى و به سبب خود دارى از ارتكاب آنها رنج بسيار بر خود هموار ساختهاى و چون بگويى: اى پروردگار من! اينها گناهانى است كه من هرگز خود را به آنها نيالودهام، به تو پاسخ داده مىشود: اينها گناهان كسانى است كه از آنها غيبت كردهاى به آنها ناسزا گفتهاى، نسبت به آنها بد انديشيدهاى، در خريد و فروش، همسايگى، همدرسى، مكالمه، مذاكره، مناظره و ديگر اقسام معامله بر آنها ستم كردهاى.
ابن مسعود گفته پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله فرموده است: «شيطان نوميد شد از اين كه در سرزمين عرب بتان پرستش شوند ليكن او از شما به كمتر از آن يعنى گناهانى كوچك و مهلكاند خشنود خواهد شد، پس تا مىتوانيد از ستم كردن بپرهيزيد چه بنده در روز قيامت مىآيد در حالى كه به اندازه كوهها طاعتها دارد و مىپندارد كه آنها او را نجات خواهند داد امّا پيوسته افراد مىآيند و مىگويند: اى پروردگار من فلانى به من ستم كرده است، و دستور داده مىشود كه از حسنات او محو كنند، و به همين گونه ادامه مىيابد تا آنگاه كه از حسنات او چيزى باقى نمىماند، و اين امر مانند آن است كه مسافرانى در سرزمينى فرود آيند و هيزم همراه آنها نباشد ناگزير پراكنده شوند و هيزم گرد آورند ديرى نمىگذرد كه با آن هيزمها (يى كه اندك اندك گرد آوردهاند) آتشى بزرگ بر مىافروزند و آنچه را مىخواهند انجام مىدهند، گناهان به همين گونهاند»«١» از اين رو كسى كه مظلمههاى بسيارى بر ذمّه دارد و از آنها توبه كرده و دشوار است كه بتواند رضايت ارباب مظلمه را به دست آورد بايد براى روز قصاص حسنات بسيار به جا آورد، و پارهاى از حسنات را با كمال اخلاص ميان خود و خدا مستور بدارد و به طورى كه جز خدا كسى بر آنها آگاه نشود شايد اين عمل سبب تقرّب او گردد و خداوند لطفى را كه براى رفع مظالم بندگانش از دوستان مؤمن خود ذخيره كرده است شامل حال او گرداند.
مىگويم: پس از اين غزّالى حديثى از انس نقل كرده كه ما با آنچه از طريق خاصّه (شيعه) بيان كردهايم از ذكر آن بى نيازيم سپس:
غزّالى مىگويد: اكنون بينديش كه اگر نامهات از مظالم خالى باشد و يا لطفى شامل
«١» ابويعلى و در راويان او ابراهيم بن مسلم هجرى است كه ضعيف مى باشد؛ مجمع الزوائد، ج ١٠ ص ١٨٩.