راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٩ - امّا سبب اوّل- و آن عبارت است از محبّت انسان به ذات
مىگويم: بلكه تحقيق آن است كه در مورد رؤيت تفاوتى ميان دنيا و آخرت نيست.
همان گونه كه رؤيت حق تعالى با چشم سر در دنيا غير ممكن است، رؤيت او در آخرت با چشم سر محال مىباشد، امّا همان طور كه در آخرت براى اهل بينش رؤيت او با چشم دل و بصيرت در غايت انكشاف و وضوحى كه به لقا و مشاهده مىانجامد رواست، رؤيت او به اين معنا در دنيا جايز است و آنچه ميان او و خلق حجاب است، تنها نادانى و كمى معرفت است نه بدن، چه اولياى الهى در دنيا شب و روز او را در همه احوال و رفتار خود مشاهده مىكنند، چنان كه حق تعالى فرموده است: وَ الشُّهَداءُ عِنْدَ رَبِّهِمْ«١»، و نيز: شَهِدَ الله أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ وَ الْمَلائِكَةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ«٢» و نيز إِلَّا من شَهِدَ بِالْحَقِّ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ«٣». خداوند دوستان خود را شهدا ناميده است، زيرا در همه احوال او را مشاهده مىكنند، چنان كه فرموده است: فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ الله«٤» و نيز: هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ«٥» و نيز: ما يَكُونُ من نَجْوى ثَلاثَةٍ ...«٦» و نيز: وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ من حَبْلِ الْوَرِيدِ«٧» و چون اولياى الهى به معانى اين آيات يقين داشتهاند، با چشم دل او را مشاهده كردهاند. از امير مؤمنان عليه السّلام پرسيدند: آيا پروردگارى را كه عبادت مىكنى، ديدهاى؟ پاسخ داد: «واى بر تو، پروردگارى را كه نديدهام، عبادت نمىكنم». گفتند: چگونه او را ديدهاى؟ فرمود: چشمها در مشاهده خود او را درك نمىكنند، ليكن دلها با حقايق ايمان او را مىبينند»«٨» سرور شهيدان حسين عليه السّلام فرزند آن حضرت به خدا عرض مىكند: «چگونه مىتوان به چيزى كه در وجود خود نيازمند تو است، بر تو استدلال كرد؟ آيا غير تو را ظهورى بيش از ظهور تو است تا آن روشنگر و ظاهر كننده تو باشد؟ تو كى غايب بودهاى تا به دليلى نياز باشد كه بر تو دلالت كند و كى دور بودهاى تا آثار تو ما را به تو برساند؟ كور باد چشمى كه تو را نبيند، در حالى كه تو پيوسته
«١» ??????????????????
«٢» آل عمران / ١٨: خداوند با ايجاد نظام واحد جهان هستى گواهى مى دهد كه معبودى جز او نيست ، و فرشتگان و صاحبان دانش نيز (هر كدام به گونه اى ) گواهى مى دهند.
«٣» زخرف / ٨٦:.... مگر كسانى كه شهادت به حق داده اند و بخوبى آگاهند.
«٤» بقره / ١١٤: به هر سو رو كنيد، خدا آن جاست .
«٥» حديد/ ٣: اوست اول و آخر و ظاهر و باطن .
«٦» مجادله / ٧: هيچ گاه سه نفر با هم نجوا نمى كنند، جز اين كه خداوند چهارمين آنهاست ...
«٧» ق / ١٦: و ما از رگ دلش به او نزديكتريم .
«٨» كافى ، ج ١، ص ٩٧، شماره ٦.