راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٢٣ - مرابطه ششم در نكوهش و سرزنش نفس است
شود و اگر به كرم و فضل خداوند و بى نيازى او از طاعت و عبادت خود مغرورى چرا بر كرم خداوند در امور دنياى خود تكيه نمىكنى؟ و هنگامى كه دشمن قصد تو مىكند چرا آن همه حيلهها و مكرها مىانديشى و او را به كرم خداوند واگذار نمىكنى، و چرا هنگامى كه براى يكى از شهوتهاى دنيوى كه جز با درهم و دينار تأمين نمىشود نيازمند مىشوى براى تحصيل مقصود خويش خود را به زحمت مىاندازى و به اقسام حيلهها و چارهجوييها متوسّل مىشوى و آن را به كرم خدا وانمىگذارى تا تو را در اين مقصود يارى كند يا بندهاى از بندگانش را بگمارد تا آنچه را نياز دارى بى آن كه در طلب آن سعى و كوشش كنى تأمين كند. آيا مىپندارى خداوند تنها در آخرت كريم است و در دنيا كريم نيست در حالى كه مىدانى سنّت خداوند تبديل پذير نيست و پروردگار دنيا و آخرت يكى است و انسان حاصلى جز ثمره كار و كوشش خود ندارد.
اى نفس واى بر تو چقدر نفاق تو شگفت انگيز و ادّعاهاى باطل تو زياد است تو به زبان ادّعاى ايمان مىكنى و حال آنكه آثار نفاق در ظاهر تو آشكار است. آيا سرور و مولايت به تو نفرموده است: وَ ما من دَابَّةٍ في الْأَرْضِ إِلَّا عَلَى الله رِزْقُها«١»، و در امر آخرت فرموده است: وَ أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى«٢»، كار دنيايت را بخصوص تكفل كرده و تو را از كوشش در آن منصرف ساخته است. ليكن تو با كارهاى خود خدا را تكذيب مىكنى و در طلب دنيا مانند مدهوشى بى پروا حرص مىورزى، همچنين خداوند امر آخرتت را به سعى و كوشش تو موكول كرده امّا تو همچون مغرورى كه همه چيز را حقير شمارى از آن رو مىگردانى. اين رفتار از نشانههاى ايمان نيست، و اگر ايمان منحصر در اقرار به زبان بود چرا منافقان در درك اسفل جهنّم معذّب مىباشند. واى بر تو گويا به روز حساب ايمان ندارى و گمان مىكنى هنگامى كه مردى رهايى و خلاصى مىيابى، هيهات! آيا گمان مىكنى كه مهمل و به حال خود گذاشته مىشوى، ايا تو نطفهاى از منى نبودى و سپس خون بسته (علقه) نشدى و پس از آن تو را موجودى كامل و معتدل نيافريد، آيا او قدرت ندارد مردگان را زنده كند؟ اگر اين را در ضمير خود دارى چقدر كافر و نادانى آيا نمىانديشى كه تو را از چه چيزى آفريده؟ من نُطْفَةٍ خَلَقَهُ فَقَدَّرَهُ ثُمَّ السَّبِيلَ يَسَّرَهُ، ثُمَّ أَماتَهُ فَأَقْبَرَهُ«٣»، آيا گفتار او را
«١» هود / ٦: هيچ جنبنده اى در زمين نيست جز اين كه روزى او بر خداست .
«٢» نجم / ٣٩: و اين براى انسان بهره اى جز سعى و كوشش او نيست .
«٣» عبس / ١٩ تا ٢١، از نطفه ناچيزى او را آفريد سپس اندازه گيرى كرد و موزون ساخت ، سپس راه را براى او آسان فرمود پس از آن او را ميراند و در گور كرد.