راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٦ - امّا سبب اوّل- و آن عبارت است از محبّت انسان به ذات
كه كمال معرفت عارفان در اعتراف به عجز از شناخت اوست و منتهاى نبوّت پيامبران اقرار به قصور در توصيف اوست، چنان كه سرور پيامبران كه درود خداوند بر او و همه آنان باد فرموده است: «تو آن چنانى كه خود خويش را ستودهاى نه آن چنان كه من تو را مىستايم»«١».
مىگويم: سرور اوصياء امير مؤمنان عليه السّلام فرموده است: «عجز از درك ادراك ادراك است»«٢» و سيّد الساجدّين امام زين العابدين عليه السّلام فرموده است: «منزّه است آن كه جهت معرفت خود براى خلايق راهى جز ناتوانى از شناخت خويش قرار نداده است»«٣».
غزّالى مىگويد: اى كاش مىدانستم آن كه امكان دوستى خداوند را به طور حقيقت منكر است و آن را مجاز مىشمارد، اوصاف جمال و كمال و محامد و محاسن را منكر است، يا اتّصاف خداوند را به اين صفات انكار مىكند، و يا منكر آن است كه جمال و جلال و عظمت و كمال نزد كسى كه آنها را ادراك كند محبوب است؟ پس منزّه است خداوندى كه به سبب غيرت بر جمال و جلال خويش خود را از چشم كور دلان محجوب داشته و نخواسته است بر آن آگاهى يابند، جز كسانى را كه در ازل سعادت آنان را مقدّر فرموده و آنها را از آتش حجاب دور نگهداشته است. و زيانكاران را در ظلمات كورى رها كرده تا سرگردان بمانند و در چراگاه محسوسات و شهوات بهايم در تردّد باشند، از زندگى دنيا جز ظاهرى از آن را ندانند و از آخرت بى خبر و غافل باشند، و سپاس خداى را كه بيشتر آنها نادانند.
بنابراين دوستى به اين سبب قويتر از دوستى به سبب احسان است، چه احسان كم و بيش مىشود. از اين رو خداوند به داوود عليه السّلام وحى فرمود كه: دوستترين دوستان نزد من كسى است كه مرا بدون عطا بپرستد تا حقّ ربوبيّت را ادا كند. در زبور آمده است: چه كسى ستمكارتر از آن است كه مرا براى بهشت يا دوزخ بپرستد؟ من اگر بهشت يا دوزخ را نيافريده بودم، سزاوار فرمانبردارى نبودم؟ عيسى عليه السّلام از كنار طايفهاى از عابدان گذشت كه لاغر و نزار بودند، به آنها گفت: چه چيزى شما را نحيف كرده است؟ گفتند: از دوزخ مىترسيم و اميد بهشت داريم. به آنها گفت: شما از مخلوقى مىترسيد و به مخلوقى اميد داريد. به گروه ديگرى كه مانند آنها بودند گذشت، گفتند: ما خداوند را براى دوستى و تعظيم جلال او عبادت مىكنيم. فرمود: براستى شما دوستان خداييد و به من امر شده كه با شما باشم. در خبر
«١» ترمذى و جز او، پيش از اين نيز مكرر ذكر شده است .
«٢» به ماءخذ آن آگاهى نيافتم .
«٣» در نيايش عارفان از مناجات خمسة عشر.